بذر کتان
قسمت: 138
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۳۸
سوشی خاطرات بد با طعم لذیذ
هه کوئی که آخرین میز بازیو هم در حالی که برنده شده کنار میذاره، با حسی که متشکل از حسرت و گرسنگی روحیه به میز هولوگرافیکی بازی با یامازو نگاه میکنه. هه کوئی اونقدر برنده ی شطرنج شده که به نتیجه ها دلخوش نکنه و از نحوه ی مبارزه لذت ببره. شطرنج، برای اون، راهی به سمت شهود و درک روان انسان هاست. کاری که یامازو از طریق صحبت کردن انجام میده رو اون به شکلی انتزاعی و با مهره های شطرنج به انجام میرسونه.
این بار هم اون تونست از یامازو ببره اما سبک بازی یامازو براش جالب و متفاوته. یامازو تعداد کمی از مهره های خودشو از دست داده و تا جای ممکن سعی میکرد تا ازشون مراقبت کنه. انگار برای اون هم نتیجه مهم نبوده بلکه خوده فرآیند بازی هست که لذت بخشه. همچنین هه کوئی که به بازی با موجودات شرور و قدرت طلب عادت نکرده، خیلی وقته که فردی با همچین ساختار روانی ای رو به چالش نکشیده. هر چند یامازو بالاخره باخت اما الگوی رفتاری اون در جریان بازی، خاص خودش بود.
-«یعنی اون کی میتونه باشه؟ شاید بهتره طی روز های آینده هم براش درخواست بازی ارسال کنم. حس میکنم انرژی ذهنی زیادی برای این بازی گذاشت و از من نمی ترسید.»
هه کوئی با این افکار، از اتاقش خارج میشه تا خودشو به اصلی ترین بخش مهمانی شیاطین برسونه. همه توی مرکز سالن جمع شدن و سکوی قضاوت رو محاصره کردن. موقعیت لژ ها هم همگی به صورتی هست که نمای کاملی از سکو رو داشته باشن. هه کوئی با بی حوصلگی در کنار یکی از مانیتور های سالن میشینه. یکی از مانیتور ها روشن میشه و در جلوی چشم های حیرت زده ی همه، چهره ی دو جی نمایان میشه. بله همه میدونن که اون زن، هیچ وقت از قلمرو خودش خارج نمیشه؛ با این وجود اونقدری قدرت و نفوذ داره که دنیای بیرون از قلمرو خودشو تحت تاثیر قرار بده. اون امشب یه لباس رسمی پوشیده که اجازه نمیده چندان زیبایی های بدنش به نمایش در بیاد. بر خلاف بقیه ی اوقات که بدون هیچ مناسبتی لباس های مجلسی زیبا میپوشه و آرایشهای مختلفی هم روی صورت و موهاش انجام میده. اون امشب حتی آرایش خاصی هم نکرده ولی مدل موهاش همچنان زیباست و دو شاخ قوچی قرمز رنگی که روی سرش داره، چهره ی انسانی اونو با دنیای شیاطین پیوند میده.
خیلی ها در عین اینکه به دو جی و قدرتش حسودی میکنن، نمی تونن توی دلشون این کاریزمای هیبریدی رو تحسین نکنن. دو جی که متوجه موج انرژی های قضاوت گرانه میشه، پوزخندی میزنه و به جمعیت حاضر در سالن نگاه میکنه. کسی که به حرف میاد یه زن جوان با چشمای بادومی کشیده و کیمونوی نخودی رنگه که حاشیه های سرخی داره. موهاش مشکی و بسیار صافه و شبیه نقاشی های کلاسیک چینی میمونه. اون سیگاری با چوب سیگار بلند و مینیاتوری توی دست داره و رو به روی وسیله ای که شبیه یک میکروفون نیست اما کارکرد همونو داره، با تن صدای خونسرد و شومی مشغول صحبت میشه.
-«مردی که این...
کتابهای تصادفی

