بذر کتان
قسمت: 156
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۵۶
جنی به نام سین لینگ
سین لینگ در واقع نژاد هوشمند و خاصی از جن هاست. اولین کسی که باهاش ملاقات میکنه ساکورا هست که در بدو ورود، یکی از کارمندای پایین رتبه و بی ارزش شرکت رو بیهوش میکنه و توی انباری به درد نخوری پنهان میکنه. کپی کردن چهره اش کار سختی نیست. اما چیزی که بیشتر از همه توجه ساکورا رو به خودش جلب میکنه اینه که اونجا اصلا با کارخونه ی تولید مواد مخدر رو به رو نمیشه. چیزی که میبینه صرفا یه سری خط تولید متنوع از بسته های مواد غذاییه. ناهار و شام های آماده ای که برای استفاده ی کارمندا به کار میره.
به هر صورت ساکورا سر پستش میره و تصمیم میگیره تا فعلا نقش یه کارگر دون پایه رو بازی کنه. کار سختی نیست. صرفا باید دستگاه پرس رو به میزان صحیحی روی میوه ها و توده ی برنج فشار بده تا فرم گرد و زیبایی پیدا کنن و روی نوار نقاله به جلو برن. بعضی از ظرف ها در ابتدا شکل بدی پیدا میکنن چون ساکورا به این شغل آشنایی نداره. اون همچنین کمی نگران دوربین های امنیتی هست، اما با توجه به شلوغ بودن کارخونه و زیاد بودن مناطقش، امکان رصد شدنش در همچین موقعیتی خیلی ضعیف بوده و احتمالا حتی در آینده هم اونا متوجه نمیشن که در گوشه ی پرتی از خطوط تولید، چه اتفاقی افتاده.
کمی بعد، از راهروی طبقه ی بالا صدایی رو میشنوه. در واقع میله های فلزی ای که حواشی راه پله ها و راهرو های نیمه باز طبقه ی بالا کشیده شدن، باعث شده تا افرادی که از بالا رد میشن، دید کاملی نسبت به طبقه ی پایین داشته باشن. سین لینگ یه زن کچله،... اون واقعا کچله و کله ی گنده و گرد و تخم مرغی داره. اون همچنین ترسناک به نظر میرسه و ساکورا فورا احساس میکنه که سطح قدرت اون اصلا قابل مقایسه با یه آدم معمولی نیست. چون شاید اون اصلا یه آدم نیست.
سین لینگ راه نمیره چون به جای پا، چند تا بازوی هشت پا مانند داره و صرفا روی دست ها و بالا تنه ی خودش حرکت میکنه و پاهاش به شکل سیال و چندش آوری در حین خزیدن همراهیش میکنن. اون به شکل آشکاری عصبی و کلافه به نظر میرسه. «اونا دوباره اومدن، مزاحمای کثیف، باید برم و به هه...
کتابهای تصادفی
