بذر کتان
قسمت: 157
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۵۷
انواعی از شیوه های کسب قدرت مبارزه
یامازو دوست داشت به سرعت خودشو برای کمک به ساکورا برسونه تا در صورت نیاز با هم وارد یه درگیری جدید بشن اما با توجه به انرژی زیادی که از دست داده، میدونه که حضورش نمیتونه کمکی کنه و چه بسا حتی زحمت بیشتری رو برای ساکورا درست میکنه. اون توی یه پستوی تنگ و باریک که متعلق به سازمان زیرزمینی سین لینگ هست مشغول استراحت میشه.
کمی بعد متوجه حصاری میشه که به صورت یک مکعب مستطیل نورانیه. «شبیه کارای سایسونه، فکر کنم اینو عمدا برای بازیکنا تدارک دیده تا بتونن بعد از مبارزه کمی در امنیت استراحت کنن.»
با بررسی انرژی ساطع شده از مکعب، یامازو میتونه احساس کنه که تراکم انرژی این مکعب خیلی زیاده و شانس اینو داره که ازش در مقابل تهاجمات احتمالی مراقبت کنه. با این فکر که تحت حمایته خوشحال میشه چون به هر صورت در آخرین صحبتش با سازمان تابش فیروزه، بهشون روی خوبی نشون نداده. «استراتژی دشمن دشمنم، میشه دوستم رو در پیش گرفتن، چون دیدن مقابل اون بچه ها مبارزه کردم این حصارو برام درست کردن. واقعا موجودات عجیبی بودن.»
یامازو نگاهی به گوشیش یا همون گجت سرقتی میندازه، گجتی که از کارمند تمساح بزرگ دزدیده. چیزی که توجهشو جلب میکنه یه درخواست بازی جدید هست که از طرف هه کوئی فرستاده شده. اون این بار دوست داره تا با مهره های سفید بازی کنه و از این بابت خودشو هه کائو معرفی کرده. یامازو به کمک حساسیتی که به ارتعاش اعداد و کلمات داره معنی این تغییر اسم رو درک میکنه. کائو ارتعاشات روشن تری داره در حالی که کوئی حالت تیره تری داره. یامازو درخواست بازی رو میپذیره. اولین حرکت هه کائو با اسب سفید صورت میگیره.
یامازو هنوز تصمیم نگرفته بازی رو چجور شروع کنه که یک نوتیف جدید دریافت میکنه. اون متوجه میشه که هه کائو براش پیغام فرستاده. «میشه با هم کمی صحبت کنیم؟»
یامازو جواب میده: «از این کار بدم نمیاد اما الان واقعا خسته هستم.»
هه کائو که کمی متعجب شده میگه: «یعنی میخوای بگی که شطرنج بازی کردن برات راحت تر از حرف زدنه؟»
یامازو با خوشحالی جواب میده: «قطعا همینطوره، همونطور که شطرنج برای تو منبع الهامه، من با حرف زدن قدرت میگیرم. حرف زدن با دیگران برام مهمه و سعی میکنم همه ی حرفا رو به یاد بسپارم و مرورشون کنم. این بهم توانایی میده تا از خودم در مقابل دیگران مراقبت کنم.»
هه کائو قصد نداره که ساکت بشه و با ایجاد نوعی فشار ذهنی، سعی میکنه تا یامازو رو راغب به ادامه ی مکالمه کنه. «این چیزیه که ین شی به شما یاد داده؟ چطور میتونی به همچین بینشی در مورد آدما برسی؟ واقعا آدما اینقدر برات ارزش دارن؟»
یامازو جواب میده: «هیچ چیز برای ما با ارزش تر از ادراک روح های دیگه نیست. دارم در مورد موجودات زنده صحبت میکنم. مطالعه ی مستقیم ذهن موجودات، بدون هیچ واسطه ای. این از طریق صحبت کردن و توجه به گفته ها و ناگفته هاشون صورت میگیره. درک میکنم که این مساله برات مبهم نباشه چون اصولا مو...
کتابهای تصادفی

