بذر کتان
قسمت: 161
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۱۶۱
دفاع سیسیلی (۲)
یامازو علاقه ای به شکنجه ی اضافی طرف مقابل نداره و صرفا منتظره تا نقطه ضعفشو پیدا کنه. این بین تا جایی که میتونه صرفه از خودش مراقبت میکنه و هر لحظه احساس میکنه که انرژی امیلیا خیلی براش آشناست.
یامازو صرفا سعی میکنه خوشبین باشه و این بهش قدرت میده تا چیزی فراتر از قصد قتل رو درون روح دیگران ببینه. هر چند اون متوجه نیست اما این خوشبینی منطقی هست که قراره به زودی بهش کمک کنه تا سطح تکاملی خودشو افزایش بده.
«اون یه چاکرای گلوی قدرتمند داره، این یه مرکز انرژی برای بیان و ادراک کلمات هست. بر خلاف الان که به طور خودخواسته یه موجود کم حرف و تخریبگر شده، میشه تجسم کرد که زمانی یه ایده پرداز خوب بوده و علاقه داشته که افکارشو با دیگران در اشتراک بذاره.»
یامازو با این فکر، روی تخته سنگی میپره و از امیلیا که تا بیخ گردنش رسیده فاصله میگیره. اگه نبرد بخواد همینطور ادامه پیدا کنه، یامازو راهی جز فرار کردن از دست امیلیا نداره، چون اون خیلی سریع و سمجه و توی این همه انتخابی که وجود داره، روی یامازو کلید کرده.
رنگ درونی هاله ی یامازو به رنگ آبی روشنه در حالی که اطرافشو رنگ سیاهی از جنس احساس پوچی فراگرفته. اون به سرعت میتونه تضاد بین خودش و امیلیا رو مشاهده کنه که در عین حال، تصویرگر شباهتشون هم هست. امیلیا صاحب هاله ی بیرونی کاملا واضحی به رنگ آبی روشنه در حالی که میشه حفره ای تاریک رو درون چاکرای گلوش دید. چاکرای گلو به طور طبیعی باید طیف هایی از رنگ آبی روشن یا سبزآبی رو به نمایش بذاره، اما در اینجا میشه یه نابهنجاری رو مشاهده کرد.
یامازو کلماتی که از خاطرات مشابه خودش استخراج کرده رو به درون تیغه ی شمشیرش میفرسته و با خودش فکر میکنه: «یک روز میخواست ...
کتابهای تصادفی
