بذر کتان
قسمت: 197
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 197
گفت و گو با شو شین
یامازو حین گفتن این دو جمله ی آخر، برای تاکید بیشتر و نشون دادن صداقتش برمیگرده و توی چشم های شو شین نگاه میکنه. شو شین ترکیبی از تردید و حسادت رو داره نشون میده که این برای یامازو رضایت بخشه.
یامازو ادامه میده: «صرف بودنمون توی یک جناح باعث نمیشه که ازمون حمایت به عمل بیاد. همون سازمان تابش فیروزه رو ببین، خیلی وقته که عضو جدید نگرفتن با اینکه این همه داوطلب وجود داره. میدونی چرا این کارو نمیکنن؟ چون نیازی ندارن. یا مثلا خوده بای جن، هم من و هم تو خوب میدونیم که زنای زیادی دوست دارن باهاش جفت گیری کنن و از قدرتش بهره ببرن، ولی اون هر کسی رو قبول نمیکنه...»
شو شین پوزخندی میزنه و انگار از چیزی ناراحته میگه: «نه اتفاقا جدیدا حتی با آدما هم جفت گیری میکنه.»
یامازو انتظار شنیدن همچین حرفی رو نداشت. شو شین یکی از بهترین نیروهای بای جن به حساب میاد. وقتی یه نیروی خوب همچین حرفی رو میزنه میشه گفت که نوعی عدم همدلی وجود داره. یامازو به شو شین نگاه میکنه و با جدیت میپرسه: «مشکلش چیه؟ آدما هم میتونن قدرتمند باشن.»
شو شین ابرویی بالا میندازه و جواب میده: «مشکل اینه که آدما فرق دارن، شما موجودات خونگرمی هستید و طرز تربیتتون خیلی با ما فرق داره. کسی که می خواد با برادری تاریک کار کنه بهتره که از انسانیت خودش دور بشه.»
یامازو میپرسه: «تو یه خزنده ی کاملی؟»
شو شین جواب میده: «تا جایی که میدونم بله همچین چیزی هستم. و هیچ وقتم یادم نمیاد که خواسته باشم با جناح های صلح طلب کار کنم.»
«ولی تو...» یامازو انگار که می خواد حرفی بزنه اما از ادامه دادنش منصرف میشه و دوباره خودشو با کتابا سرگرم میکنه.
شو شین نمی تونه ساکت بمونه و بی تفاوتی خودشو حفظ کنه. «ولی من چی؟»
کتابهای تصادفی