بذر کتان
قسمت: 196
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 196
یک حمله ی غافلگیرانه
ناگهان فضای اطراف یامازو دچار تغییر میشه و احساس میکنه که فردی سعی داره به زور وارد قلمرو اش بشه. تای چین که تعجب رو توی نگاه یامازو دیده جواب میده: «یه موجود بعد شیشمیه، بهتره قبل اینکه شما رو اینجا گیر بندازه برید سراغش. گرچه میتونید به من بسپاریدش.»
یامازو بلافاصله جواب میده: «نه خودتو نشون نده.» اون این دستورو از این بابت میده که بعد از تموم شدن قضیه ی مغرب، اون علنی هیچ ارتباطی با کلون ها نگرفت و اجازه نداد که افشاگری خاصی هم در مورد ماهیت اون کلون ها صورت بگیره. ترجیح داد که از تای چین، بیشتر به عنوان یک عامل نفوذی استفاده کنه. موجودیت اون بیش از اندازه منفی و خشنه و می تونه یک کمک اضطراری خوب و یا جاسوس تلقی بشه.
یامازو با دیدن هاله ی سرخی از بعد فعلی خودش خارج میشه و قدرت کالبد های بالاترشو فعال میکنه. اولین چهره ای که باهاش رو به رو میشه شو شین هست. «تو؟»
شو شین که انتظار بیدار شدن ناگهانی یامازو رو نداشته، به عقب میپره اما شمشیرش هنوز هم آماده ی ضربه زدنه. یامازو فورا متوجه میشه که قدرت شو شین از آخرین باری که همدیگه رو دیدن قوی تر شده. حالا اون میتونه هاله ی سرخی که تراکم بیشتری داره رو به کمک حملات شمشیرش پرتاب کنه.
یامازو در مورد بیرون کشیدن شمشیر آبی روشن خودش تردید نمیکنه، هرچند که انرژیش هنوز کمه و نور بسیار خفیفی که میشه گفت اصلا به چشم نمیاد رو از خودش منتشر میکنه. «اومدی دنبال غنیمت؟»
یامازو اینو با لحن تحقیر آمیزی میگه که هم برای شو شین غریبه است و هم باعث ناراحتیش میشه. پس سعی میکنه با حرف مشابهی جوابشو بده: «تو توی مغرب فقط فقط شانس آوردی بیچاره.»
درگیری این دو با ضربه های سنگین و برخورد پر از خشم شمشیر هاشون شروع میشه. با این وجود، یامازو صرفا با فعال کردن هاله ی محافظتیش می تونه تا حدی از تاثیرات جانبی حمله ی شو شین مراقبت کنه وگرنه تا الان پوستش با ا...
کتابهای تصادفی


