بذر کتان
قسمت: 211
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 211
زندگی به عنوان یک عامل نفوذی
یان تیان، امروز خیلی خوشحال و سرحال به نظر میرسه. در حالی که آستین های خودشو بالا زده و شلوار اتو کشیده و نویی پوشیده، دستی توی موهای شونه خورده و براقش میکشه و با پرونده ای که توی دست داره، به سمت اتاق کار یامازو میره.
اون متوجه میشه که موهای یامازو با حالت آشفته ای روی پیشونیش ریخته و دستاش به شکل عصبی در حال لرزیدنه. «ببینم یامازو حالت خوبه؟»
یامازو در حالی که به پرونده ی توی دست یان تیان نگاه میکنه جواب میده: «فکر میکنم که بله.»
در حالی که پرونده رو از یان تیان دریافت میکنه، به توضیحات کارفرماش گوش میده. «میخواستم که ازت بخوام این مدارک رو بررسی کنی، چون همیشه چیزایی کم و زیاد میشن، ولی... ببینم دوباره توی خونه دعوا شده؟ رنگتم پریده.»
یامازو پرونده رو با دستای لرزون باز میکنه و جواب میده: «آره، دوباره بحثمون شد، حتی یادم رفت کیفمو بردارم.»
«مشکل مادرت چیه؟» یان تیان که خوشش نمیاد کسی کارمند قابل اعتمادشو تحقیر کنه و البته به طور کلی یامازو رو فرد بی آزار و آرومی میدونه این حرفو میزنه.
«مشکلش اینه که منو دوست نداره و مزاحم قلمروش هستم. میخواد مغازهی خیاطی باز کنه و خوشش نمیاد که من هنوز سربارشم.»
یان تیان سیگاری رو از کارمند میز کناری یامازو میگیره و در حالی که به یامازو هم تعارف میزنه، مشغول کشیدن میشه. «اگه دوست داشتی شبو اینجا بمون، میتونی کاراتو انجام بدی، مراقبت ساختمون هم باشی، مثل سری قبل... آشپزخونه و سرویس هم که داریم. نمی تونم فعلا بیشتر از این بهت حقوقی بدم چون واقعا بیشتر از این ازم ساخته نیست، اما نگران نباش، تازه وارد بازار شدی، کم کم همه چی درست میشه، پول فروش کتابتم در نظر بگیر، شاید همون برای خرید یه خونه کافی باشه.»
«یه خونه.» یامازو زیر لب زمزمه میکنه اما حرفای بعدی یان تیان، اونو از توی فکراش بیرون میکشه. «کتابخونه ی دیان زو چطور بود؟ چیز جدید و به درد بخوری پیدا کردی؟...
کتابهای تصادفی


