بذر کتان
قسمت: 226
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 226
بزرگترین لطفی که یامازو در حق خودش میکنه اینه که به محض بیدار شدن در کالبد فیزیکیش، به طریق ذهنی برای روح آگاهش پیغام بفرسته که چه اتفاقی افتاده و دو جی ازش چی خواسته.
وقتی که روح آگاهش این پیغام رو دریافت میکنه، درست وسط جنگ هست و با احساسات پوچ گرایانهی خودش که حالت سمی و مسمومشون به واسطه ی حضور موجود شیطانی افزایش پیدا کرده، دست و پنجه نرم میکنه.
روح آگاه یامازو به خودش میاد و نمی تونه باور کنه که بخشی از وجودش که در وجود ضعیف فیزیکیش لونه کرده، تونسته باشه همچین مخاطره ای رو پشت سر بذاره. صدای یامازوی فیزیکی، انرژی و انگیزه ی قابل توجهی داره و روح، متوجه میشه که بخشی از وجودش، هنوز مشتاق دوام و پیشرفته. اون به خودش میاد و شمشیرشو بیرون میکشه و در خاطرات و تجربیات خودش جست و جو میکنه.
احساس بدی که داره، اونو به سمت خاطرات بدی میکشونه یا حداقل، در این وضعیت روانی، اون صرفا قادر به دیدن وجه منفی خاطراتش هست.
در کتاب ها جست و جو میکنه اما در این زمینه هم دیگه انرژی قابل توجهی نداره. اون نگاه بیچاره ای به لان بائو شی میندازه که در حال فرستادن توپ های انرژی مختلف از بافت های انرژیکی متفاوت، به سمت موجود شیطانیه.
"یعنی اون چه انگیزه و هدفی میتونه داشته باشه؟"
"چرا نمی تونم انگیزه مو توی همچین موقعیتی افزایش بدم؟"
یامازو متوجه گوی های تکامل میشه که اخیرا وارد سیستم انرژیکیش شده. نگاهی به گوی شماره ی 14 میندازه. این بیشتر حسی مثل در اجتماع بودن، سرشناسی و شهرت رو منتقل میکنه. به نظر نمیرسه که موضوع مورد نیاز یامازو در همچین موقعیتی باشه. اون به گوی 10 و 11 هم نگاه پر از تردیدی میندازه؛ گوی شماره ی 11 هم وسوسه کننده است اما لزوما برای همچین موقعیتی کافی نیست.
یامازو عصبانی میشه و نگاهی به آسمون میندازه. اونجا تاریکه و پر از ابره اما یامازو می تونه حس کنه که چیزی از پشت ابرا قصد داره خودشو نشون بده. اون هاله ای سرخ و صورتی داره. ...
کتابهای تصادفی
