فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

بذر کتان

قسمت: 260

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر 260

کسی توقعی از یامازو نداره. اون جزو آخرین افراد از نسل خودش هست. معمولا روح ها، خیلی قبل از رسیدن به سن یامازو میمیرن و سفرشون توی این دنیا تموم میشه و بقیه ی روح هایی که به همچین مرحله ای میرسن، صعود میکنن و توی سرزمین های سطح بالاتری زندگی میکنن.

یامازو در نظر هوان جوآ، بیشتر شبیه یه فرشته ی سقوط کرده است که هنوز دوست داره تا باهاش چند قدم دیگه ای رو طی کنه.

در همین حین، هوان جو آ تونلی از نور رو میبینه و نمی تونه در برابر کشیده شدن به درون تونل، مقاومت کنه. اون احساس میکنه که حالا به نقطه ی پایان خودش میرسه. هیچ وقت فکر نمیکرد آخرین نفری که بهش فکر کنه، یامازو باشه؛ اما الان، احساس میکنه که فقط عطر و بوی اون هست که توی مشامش پیچیده.

لحظه ای بعد، هوان جو آ احساس میکنه که هاله ی یامازو رو میبینه که حالا لباس تیره ای پوشیده و چشم سومش خیلی خیلی فعال شده، به شکلی که رنگ آبی پر رنگ که ذاتی هاله ها و انرژی های درون چشم سوم هست، تمام هاله ی اطراف بدنش رو در بر گرفته.

هوان جو آ فکر میکنه که این یه تجلی والا از روح یامازو هست که در لحظه ی مرگ، به سراغش اومده تا اونو برای رسیدن به ابدیت، همراهی کنه. اما کمی که به خودش میاد، متوجه میشه که صرفا از یه پورتال گذشته تا به قلمرو دیگه ای برسه.

وقتی که بوی روغن کارگاه و چسب های پر از نفت رو حس میکنه، بیش از پیش به این جهانی بودن تجاربش پی میبره.

«چه بلایی سرت اومده خانوم دکتر؟»

یامازو این حرف رو خطاب به هوان جو آ به زبون میاره.

هوان جو آ در حالی که سرشو بلند می...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب بذر کتان را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی