تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 139
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 139: گناه
چهار دانش آموز به کوه کالاها نزدیک شدند. همه آنها در حالی که به مقدار ثروت انباشته شده روی زمین نگاه میکردند، حالتی شگفت زده داشتند.
ارول اولین کسی بود که صحبت کرد: «فقط ارزش این اعتبارهای ابسیدین بیشتر از یک میلیونه! و بیشتر از هزار تا آیتم حکاکی شده وجود داره!»
در حالی که به پاداش ها خیره شده بود، مقداری حرص و طمع در چشمانش دیده میشد.
این فقط پاداش یک لایهست و چنین ارزش مضحکی داره. این پاداش برای سیصد جانور جادویی رتبه 3 خیلی زیاد نیست؟
نوآ در حالی که چشمانش را به وسایل دوخته بود به این فکر کرد.
به استثنای ارزش آنها از نظر اعتبار، چیز دیگری واقعاً مورد علاقه او نبود.
از سوی دیگر، ارول به یک گرز فلزی بزرگ با تعداد زیادی رون بر روی بدنهاش نزدیک شد.
او آن را چند بار تاب داد و سپس آن را به دقت بررسی کرد.
بعد از چند دقیقه سرش را با خوشحالی تکان داد و سرش را بالا گرفت تا به بقیه گروهش نگاه کند.
«برای هیچ کس مهم نیست که من این رو بردارم؟»
هر سه نفر شانههایشان را بالا انداختند. خانواده سلطنتی واقعاً اهمیتی نمی داد که یکی از این کالاها ناپدید شوند.
همچنین، همه آنها از خانوادههایی ضعیف بودن، به همین دلیل میتوانستند نیاز مبرم به داشتن تجهیزات بهتر را درک کنند.
ارول با خوشحالی اسلحه جدیدش را کنار گذاشت و از نایجل پرسید: «پس چطوری باید همه چیزا رو تقسیم کنیم؟»
نایجل با صدایی آرام جواب داد: «بیایید اونا رو به چهار دسته با ابعاد مساوی تقسیم کنیم. اینطوری، فضای باقیمونده حلقههای فضایی برای همه ما یکسان خواهد بود. بعد میبینیم که اصلا نیاز به تغییر این وضعیت توی لایههای بعدی داریم یا نه...»
او کاملا مطمئن بود که آنها میتوانستند طبقات بیشتری را پاکسازی کنند.
از این گذشته، نبردشان سخت بود اما نه آنقدر سخت و هیچ یک از آنها آسیب ندیده بودند.
جوانان کالاها را به طور مساوی تقسیم کردند و همه چیز را در حلقه...
کتابهای تصادفی

