تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 152
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 152: هیولا
طلسم "انتقال سریع"، رتبهی لئت بر اساس سطح ذهنی کاربر مشخص میشه و محدود به عنصر تاریکیه. کاربر بسته به مقدار انرژی ذهنی استفاده شده میتونه فاصلهی مشخصی رو تلهپورت کنه.
این یکی نیم میلیون اعتبار قیمت داشت، طلسمهای که محدودیت رتبه ندارن واقعا گرونن.
نمودار طلسم آنقدر پیچیده بود که نوآ حتی بعد از نیم روز مطالعه هم نتوانست در آن پیشرفتی بهدست بیاورد.
من باید اونو به آرومی یاد بگیرم و همه چیزو با دقت حفظ کنم. واقعاً با شکل شیطانیم خوش شانس بودم، چون اون مستقیما توی دریای آگاهیم کاشته شده...
نوآ از دو هفته بعد برای حفظ نمودار استفاده کرد.
او برای انجام این کار باید تمرکز خود را بر روی تمریناتش کم میکرد، اما در نهایت توانست محتویات طومار را کاملاً بیاموزد.
البته او به محض انجام این کار تصمیم گرفت آن را امتحان کند.
روی تختش بود و داشت نمودار را مرور میکرد.
او برای اجرای الگوهای خاصی باید نفسش را دستکاری میکرد و باید این کار را با ریتم خاصی انجام میداد.
وقتی مطمئن شد که مرتکب اشتباهی نخواهد شد، از جایش بلند و به نقطه ای از مقابلش خیره شد.
آیور در اتاق خالی خوابیده بود، او کاملاً تنها بود.
نوآ طلسمش را فعال کرد، بدن او بلافاصله در شعلههای سیاه پوشیده شد.
در همان زمان، همان شعلههای آتش در نقطه ای در یک متری موقعیت او ظاهر شد.
سپس دو آتش در یک لحظه خاموش شدند و نوآ در منطقه ای که شعلههای سیاه دوم ظاهر شده بود ظاهر شد...
این روند از ابتدا تا انتها کمتر از یک ثانیه طول کشید...
نوآ چشمانش را باز کرد و خود را با دیوار نزدیکش نگه داشت، سرگیجه شدیدی به ذهنش حمله کرده بود و احساس میکرد که میل به استفراغ به تمام بدنش حجوم آورده است...
چند دقیقه طول کشید تا او تنوانست اثرات جانبی طلسم را سرکوب کند...
این دیگه چه مسخرهبازیایه؟! قبل از اینکه بخوام از اون توی جنگ استفاده کنم، باید زمان زیادی رو صرف عادت کردن به خود تلهپورت بکنم. فعلا، فقط باید خوشحال باشم که تونستم طلسمو با موفقیت انجام بدم...
روی تخت...
کتابهای تصادفی

