تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 187
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۸۷: تحمل
نوآ در روزهای بعد سطلهای بیشتری را با خون خود پر کرده و هجده استخوان آفتاب پرست باقی مانده را در آنها گذاشت و پس از اینکه آنها را به دقت آغشته میکرد، سطلها را در حلقه فضاییاش میگذاشت.
بر اساس محاسباتش، آن ظروف باید حداقل به مدت یک ماه مهر و موم میشدند تا استخوانها ماهیت خود را تغییر میدادند.
آفتاب پرست نامیرا موجودی کمیاب بوده، سازگاری آن به طور گستردهای بین متخصصان حوزه جانوران جادویی شناخته شده و تا حدی هم همین مورد دلیل قیمت بالایش بود.
فکر کنم الان هجده سالمه.
نوآ به این مسئله فکر کرد و به نوری که از پنجرهای در خانهاش میآمد نگاه انداخت.
از آنجایی که او باید منتظر میماند تا پروسه مواد به پایان برسد، بازگشت تا روی تمرینات خود، به ویژه "بدن یین" تمرکز کند.
یکی از بطریهای جوهر جانوری قبلاً استفاده شده و خالی بود، او مایع کافی برای تنها یک شب تمرین دیگر را در اختیار داشت.
پس نوآ شمشیرهای خود را به کار گرفت و هنر رزمی خود را تمرین کرد، هر بار که قدرتش افزایش مییافت یا تسلطش در هنر به کمال میرسید، بازوهای اضافی اثیریاش هم واقعیتر میشدند!
هنگامی که او قادر به استفاده از شکل سوم آشورا شد، هنر رزمیاش بیشتر پیوندهای خود را با "میخهای کامایتاچی" از دست داده و به چیزی متفاوت تبدیل شد.
او در رتبه چهارم بوده و سبک مبارزه او به چیز مشخص و محکمی رسیده بود. پس زمانی که باید بهتنهایی هنرهای سطح بالاتری را برای خودش ایجاد میکرد داشت از راه میرسید.
به طور کلی، هنرهای رزمی نسخه ضعیفتری از طلسمها هستن. تهذیب کنندهها نمودارهایی رو با حرکات خودشون شکل میدن و بر این اساس نفس رو دستکاری میکنن تا تاثیر مشابهی به دست بیارن. کنجکاوم که بدونم که آیا برای فکر کردن بهش خیلی زوده یا نه؟ من هنوز باید به هنر فعلی خودم تسلط پیدا کنم.
دانش او در مورد موضوع تهذیب گسترده بود. بیشتر خانوادههای اصیل فقط به تکنیکها و طلسم...
کتابهای تصادفی

