تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 188
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۸۸: مذاکره
ده میلیون اعتبار!؟
نوآ لال شده بود، واقعاً نمیتوانست مبلغی به این بزرگی را فقط در دست یک نفر تصور کند.
نوآ از پروفسور پرسید: «چطوری ممکنه که یه دانش آموز همچین ثروتی داشته باشه؟»
«این بخشی از مشکل ماست. ما معتقدیم که بعضی از خانوادههای نجیبزاده بزرگ در حال برنامهریزی برای ایجاد سازمانی شبیه به آکادمی هستن. با این حال، پایه و اساس اونا به اندازه ما محکم نیست، پس اونا دارن این مبلغ رو برای جمع آوری منابع کافی و سرمایه گذاری استفاده میکنن. حتی اگه آکادمی همچنان بهترین مدرسه کشور باشه، نمیتونیم اجازه بدیم که هیچ رقیبی ظاهر بشه...»
تادئوس با لحنی محکم توضیح میداد، او این موضوع را کاملا جدی میگرفت.
با این حال، نوآ واقعاً به چنین مبارزات سیاسی اهمیت نمیداد.
«ولی شما از من چی میخواین؟»
نوآ مهمترین سوال خود را پرسید.
«جلوی رسیدن طلسمهای خریداری شده به خانوادههای اشرافی رو بگیر.»
«چرا خودت این کار رو نمیکنی؟»
تادئوس با این کلمات لبخند تلخی زد و گفت: «ما باید محیط اجتماعی رو به صورت آروم و مسالمتآمیزی حفظ کنیم. اگه قرار باشه خانوادههای پرجمعیت به صورت آشکارا سرکوب بشن، درگیری اجتناب ناپذیری راه میوفته. اشتباه تصور نکن، خانواده سلطنتی کاملاً برای درگیریهای داخلی آمادهست. اما فقط ترجیح میدیم از اونا اجتناب کنیم.»
سکوت اتاق را فرا گرفت، نوآ در حال بررسی این پیشنهاد بود.
«و وقتی کارم رو با اون دانشآموز تموم شد چکار کنم؟»
«حواست بهش باشه. این یک ماموریت مخفی با تهذیب کنندههای دیگه با مشخصات مناسبه. تمام اطلاعات به محض قبول کردن این درخواست بهت تحویل داده میشه.»
تادئوس پاسخش را داد، معنای پشت سخنان او کاملاً واضح بود.
اونا میخوان بقیه اینکارو انجام بدن تا اگه مشکلی پیش اومد فقط اونارو مقصر بشناسن. سلطنتیهای لعنتی، اونا خیلی رقت انگیزن.
نوآ سرش را تکان داد. فرمانروایان قدرتمند ملت اوترا، به مدت دو هزار سال بهصورت بلامنازع و ممتد از افراد یکبار مصرف استفاده میکردند...
داشتن این همه قدرت...
کتابهای تصادفی


