تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 195
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۹۵: مبارزه
کاری که نوآ انجام داد به نفع این مأموریت نبود.
او موقعیت آنها را فاش کرده و تنها دو سرباز مجروح را کشته بود و حالا اثر غافلگیری را میشد کاملا تلف شده در نظر گرفت.
با این حال، او ترجیح میداد این کار را انجام دهد و به دشمنان حمله کند تا اینکه به این امید گروهی که پشت سر او قرار دارد انتظار بکشد.
اگه اونا مثل من فکر میکنن، یعنی میخواستن من برای شناسایی تواناییهای حریف استفاده کرده و بعد تازه شروع به حمله کنن.. من جونم رو به خاطر اونا به خطر نمیندازم.
او قبلاً پاداش مأموریت را گرفته بود، نمیتوانست اهمیتی بدهد که آیا این مأموریت شکست میخورد زیرا حاضر نبود جانش را به خطر بیندازد.
همچنین، اگر سلطنتیها واقعاً به این موضوع اهمیت میدادند بهتر بود خودشان شخصاً برای این ماموریت اقدام میکردند.
نوآ باور نداشت که گروهش تنها نیرویی است که برای آن کار اعزام شدهاند. او میدانست که خانواده سلطنتی جاسوسهایی را در گروهشان قرار داده، بنابراین احتمال زیادی وجود داشت که نیروهای مخفی نیز وجود داشته باشند.
سربازان خانواده مولوس به سرعت واکنش نشان دادند و یک آرایش جنگی در اطراف ساموئل با بدنهایشان به سمت غار که اکنون در معرض دید قرار گرفته بودند، تشکیل دادند.
آنها حملهای نمیکردند زیرا وظیفه آنها محافظت از وارث خانواده بود، بنابراین خود را برای برخورد با مهاجمان آماده کردند.
از آنجایی که آنها افشا شده بودند، سایر تهذیبکنندگان گروه نوآ نیز خود را به گروه نشان دادند.
بین آنها چند صد متر فاصله بود و ده فرد نقابدار به بیش از چهل سرباز نگهبان ساموئل خیره شده بودند.
زهر ژان توانسته بود بیشتر سربازان ضعیف را بکشد و تعدادی از قویترها را مجروح کند، اما آنها همچنان از نظر تعداد برتری داشتند.
«بیاید خوش بگذرونیم!»
ژان با خوشحالی فریاد زده و خود را به سمت آنها پرتاب کرد. در همین حال نیز بطریهای حاوی مواد سمی را به سمت گروه پرتاب کرد.
بقیه پشت سر او رفتند و به بطریهایی که به بدن سربازها میخورد خیره شدند.
این سم...
کتابهای تصادفی
