تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 197
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۱۹۷: ده دقیقه
گروه خانواده مولوس بلافاصله با دیدن آن صحنه روحیه خود را از دست دادند. رهبر آنها با شمشیر دشمن از ناحیه سینه مورد اصابت قرار گرفته بود و میدانستند که آنها افراد بعدیای خواهند بود که با آن سلاح روبرو میشوند.
ساموئل درست در کنار ابِل بود، به محض اینکه شمشیر بزرگ او را سوراخ کرد، سیلی از خون روی صورتش فرود آمد و او را به وحشت انداخت.
تهذیب کنندگانی که توسط خانواده سلطنتی استخدام شده بودند، آن لحظه با ارزش سردرگمی را هدر نداده و به سربازان مبهوت، حمله و در حین حرکت به سمت ساموئل آنها را کشته و یا مجروح کردند.
حتی فرستاده خاندان سلطنتی نیز آرام شد و اسلحه خود را از سینه ابِل بیرون آورد و نگاهش را به جوان روبهروی خود معطوف کرد.
با این حال، درست زمانی که شمشیر بزرگ از سینه اش خارج شد و بدن ابِل میخواست روی زمین بیفتد، دست او حرکت سریعی انجام داد و چاقویی که در دست داشت را مستقیماً در گلوی فرستاده فرو برد!
ابِل همچنان زنده بود!
همه در میدان نبرد از حرکت باز ایستادند تا به صحنهای که در مرکز آن قرار داشت خیره شوند.
پیکر ابِل سراسر خون و زخم بود، هیچ قدرتی در پاهای او باقی نمانده بود تا محکم بایستد. اما دستی که چاقو را در خود داشت، محکم و استوار بدن او را به گلوی فرستاده نگه داشته بود.
از سوی دیگر فرستاده از تعجب چشمانش را تماماً باز کرده بود. ابتدا به چاقو و سپس به جسد آویزان شده از گلویش نگاهی کرد و متوجه اشتباهش شد.
مهم نیست که چقدر یک روش تغذیه ضعیف باشد، یک بدن رتبه چهار هنوز در قلمروی کاملاً متفاوتی از نسخه رتبه سومش قرار داشت. بدن خود او نیز قدرتی داشت که بسیار فراتر از محدودیتهای تهذیب کنندگان در رتبه انسانی بود.
اما ابِل در حالی که در رتبه چهارم قرار داشت اما قدرت بدنیاش مانند افراد حاضر در رتبهی سوم بود و همین اختصاص دادن زمان و انرژیاش بر یک موضوع، به این معنا بود که تواناییهای تواناییهای احیا کننده او باید غیرانسانی باشند!
به همین خاطر حتی با سوراخ شدن قلبش هم میتوانست حرکت کرده و ضربه مهلکی به حریف وارد کند!
نور چشمان فرستاده کم وقتی خون بیانتها از گلویش جاری شد. زخم گلویش خیلی عمیق بود و وزنی که روی آن اعمال میشد فقط وضعیت آن را بدتر م...