تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 205
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
از بین بردن قطعات ناپایدار باعث کاهش قدرت موثر آیتم شده اما ادامه جعل را ممکن میساخت.
توجه نوآ کاملاً بر ترکیب درونی خلقت خود بود. هر بار که نشانههایی از بیثباتی میدید، آن قسمت خاص را دستکاری میکرد تا از هسته جدا شود.
کمکم چیزی که در دستش بود به اندازه یک سوزن ماه رسید.
با این حال، جعل هنوز کامل نبود.
دود سمی به خوردگی استخوان ادامه داد و نوآ را مجبور کرد که قطعات بیشتری از آن را جدا کند.
از اندازه یک سوزن تا یک تکه کوچک. از تکه تا ناخن. از یک ناخن تا هیچ.
تمام ماده بهطور کامل به پودر تبدیل شد و عملا جعل شکست خورده بود.
با این حال، نوآ هیجان زده بود.
«بالاخره منفجر نشد! این روش درستی برای جعل اونم با مواد فعلی منه، فقط باید بپذیرم در حالی که بدن مرتبه ۳ دارم نمیتونم یک سلاح کامل بسازم.»
هدف او از این فرآیندها جمع آوری تجربه برای آنچه در نهایت سلاح اصلی او میشد بود.
با این حال، بدن او باید با رتبه مواد دیگر مطابقت داشته و فقط استخوان آفتاب پرست برای ایجاد چیزی مستحکم کافی نبود.
روش جعل عنصری نیاز به صبر و آزمایش بیوقفه داشت، به خصوص زمانی که مرتبه مواد بالا میرفت. تنها در چند ماه نمیشد انتظار گرفتن نتیجهای از آن داشت.
«من هنوز آخرین استخون تصفیه شده رو دارم، باید حداقل با اون استخون یکمی به موفقیت برسم. در مورد مواد دیگه، فقط باید منتظر بمونم تا بدنم به ردهی قهرمانی برسه.»
نوآ با ثروتی که در آخرین مأموریت خود به دست آورد، مواد مرتبه ۴ بیشتری خریده بود که عمدتاً استخوانهای آفتاب پرست نامیرا بودند.
«امروز انفجاری وجود نداشت؟»
آیور ناگهان ظاهر شد و با احتیاط اتاق تقویت شده را تماشا کرد.
«من روش تثبیتکننده انت رو امتحان کردم و واقعا نتایج قابل قبولی داشت.»
ایده بریدن قطعات ناپایدار متعلق به او نبود، بلکه از دانشنامهای که آیور دربارهی این روش به او داده بود پیروی میکرد.
این احمقانه بود که نوآ از تجربیات قبلی استادان حکاکی روش جعل عنصری استفاده نکند، بالاخره به تمام یادداشتهای آنها دسترسی داشت.
«اوه، اون یکی رو میگی. آره اون روش مطمئناً به خوبی کار میکنه...
کتابهای تصادفی

