تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 208
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
«اما ما فقط بعد از به دست آوردن بدن رتبه ۴ میتونیم به شکار موجودات رتبه ۴ مشغول بشیم. در غیر این صورت، فقط یه ضربه کافیه تا کشته بشیم..»
شکارچی دیگری به این نظر شکایت کرد.
بدن مرتبه ۴ حداقل شرط لازم برای رویارویی با موجودی رتبه ۴ بود. نمیشد این مورد را نادیده گرفت و به این کمکی کرد، انسانها در مقایسه با جانورای جادویی بدن بسیار ضعیفتری داشتند، تلاش برای شکار آنها با بدن مرتبه ۳ به معنای خودکشی بود.
«من نمیگم که اون باید اونا رو شکار کنه، بلکه باید به گروه شکار اونا ملحق بشه! اون فقط میتونه به جمعآوری اطلاعات محدود بشه در حالی که بقیه مبارزه رو انجام میدن...»
تهذیبکنندگان پس از آن سخنان در فکر فرو رفتند. چیزی که شکارچی میگفت منطقی بود، نوآ فقط گروه شکار را همراهی میکرد و در عین حال بدون نیاز به مبارزه، دستمزد افزایشیافته و مناسبی را هم بهدست میآورد.
هیچ کس اعتبار رایگان را رد نمیکند، به خصوص اگر از جانوران رتبه ۴ آمده باشند، زیرا ارزش آنها به مراتب بالاتر از موجودات رتبه ۳ بود.
شکارچیان نمیدانستند که دلیل این سرعت نوآ در شکار کردن به دلیل تقویت کردن طلسم تخلیه خونش است.
سپس یکی از شکارچیان سکوت را شکست و با صدایی آرام صحبت کرد: «این کار شدنیه، اما اول باید از کورت اجازه بگیریم.»
در همین حین، نوآ در غاری در کوه منزوی مشغول تهذیب بود.
هنوز نور روز در آسمان بود، بنابراین او نمیتوانست بدن یین را تمرین کند، با این حال انرژی انباشته شده توسط طلسم او هنوز اندکی قدرت او را افزایش میداد.
بعد از چند دقیقه چشمانش را باز کرد و آهی ناامید بیرون داد.
حتی با همه شکار، پیشرفتهای من چندان قابل توجه نیست، موجودات رتبه ۳ خیلی ضعیفن...
در این پنج ماه، او سعی کرده بود تا جایی که میتواند به پیشرفت بدنش سرعت ببخشد، اما در این مدت فقط چند هفته را تمرین کرد.
با این سرعت، یکمی کمتر از یک ...
کتابهای تصادفی

