تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 213
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
موج دیگری از حملات به محض اینکه فیل کوچکشونده روی زمین افتاد انجام شد، وقتی با موجودی رتبه ۴ سر و کار داشتید، بهتر بود از هیچ شانسی دریغ نمیکردید.
جانور جادویی روی زمین افتاده و پوستش در بخشهای مختلفی پاره شده و از گوشت خاکستریاش خون روی زمین زمین جاری بود.
نیوتن و کرت برای مدتی بارها و بارها به سر آن ضربه زدند، قبل از اینکه بینند که زندگی در حال رها کردن وجود فیل است.
کرت با دیدن اینکه فیل در شرف مرگ است فریاد زد:«ونس، حالا امنه!»
نوآ درنگ نکرد و با تمام سرعت به سمت میدان جنگ دوید. او کاملا آماده آماده بود. ردای مشکی به تن داشت و آستینهای بلند و بزرگ لباس دستانش را کاملاً پنهان میکرد.
این به او این امکان را میداد تا طلسم تخلیه خون را در حالی که میدوید، بدون توجه دیگران اجرا کند.
نوآ وقتی پیش کرت رسید گفت: «اونطرفیشین!»
صدای خرخر از برخی از شکارچیان شنیده میشد، با این حال زیر نگاه پندآمیز کرت، همه برگشتند و نوآ را با جانور تنها گذاشتند.
نوآ فقط زمانی که مطمئن شد آنها برای جمع آوری اجساد جانوران دیگر رفتهاند چنگالهای شکل گرفته خود را در بدن فیل فرو برد.
یک دست در گوشت بدون پوشش رفت و دست دیگر سعی کرد پوست باقی مانده جانور را سوراخ کند.
با این حال، دست دوم موفق به غلبه بر دفاع طبیعی جانور نشد و نوآ مجبور شد آن دستش را هم در بخش بدون پوست دیگری فرو بکند.
طلسم تخلیه خون بهشدت به قدرت بدن من بستگی داره. بهنظر میرسه که هنوز قدرت بدنی من برای صدمه زدن به موجودات رتبه ۴ کافی نیست.
اما ناگهان مقدار بسیار زیادی انرژی وارد بدنش شد و با خود فکر کرد: این چطور ممکنه؟!
پنجههای اهریمنی به محض تماس با گوشت جانور شروع به جذب خونش کردند.
نوآ برای آن آماده بود، با این حال نمیتوانست با فهمیدن انرژی حاضر در بدن یک موجود ربته چهار غافلگیر نشود.
او از طلسم خود بر روی یک تهذیبگر با بدن رتبه ۴ نیز استفاده کرده بود و اصلا این دو مورد را نمیشد به هم نزدیک دانست.
حتی اگر خون ابیل تقریباً فوراً جراحات...
کتابهای تصادفی

