تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 222
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۲۲: معجون
دنیل با دستانش در پشت سر، مقابل سه تهذیبگر مسن ایستاد.
آنها در اتاقی تاریک بوده و سه پیرمرد دیگ بزرگی را که بین آنها و دنیل قرار داشت را بازرسی میکردند.
«بزرگان، من خواسته بودید؟»
دنیل با لحن مودبانه همیشگیاش مقداری خم کردن سرش صحبت را آغاز کرد.
یکی از بزرگان بدون اینکه نگاهش را از روی دیگ تکان دهد صحبت کرد: «بله. ما به تو نیاز داریم که به سیاهچال بِرر رفته و تا میتونی کرمهای حفار جمعآوری کنی. البته به تو و هرکسی که بخوای بیاری پاداش میدیم.»
«نمیتونیم این ماموریت رو به انجمن صنفی شکارچیان بسپاریم؟ بهنظر میرسه که برای یک کیمیاگر نامناسب باشه که جانوران جادویی رو شکار کنه...»
دنیل پرسیده و برای تأکید بر احترام خود به سه تهذیبگر تعظیم کرد.
بزرگ دیگری از او سؤال کرد: «دنیل، ماده اصلی اکثر محصولات کیمیاگری چیه؟»
بلافاصله جواب دنیل آمد.
«خون جانوران جادویی! با این حال، ما باید مقدار زیادی از اون رو در اختیار داشته باشیم.»
«درسته. خون جانوران جادویی پایهایه که بیشتر محصولات ما بر اون ساخته شده و بله، ما به اندازه کافی برای فعالیتهای عادی خودمون ذخیره داریم.»
یکی از بزرگان روی دیگ جلویش ضربه زد و لبخندی هیجان زده به مرد جوان نشان داد.
نوشتههای روی دیگ سوسو میزدند و مقداری از قدرت خود را آزاد کرده و باعث شدنددنیل چند قدم به عقب برود تا در برابر موج انرژی ساطع شده از دیگ مقاومت کند.
آن دیگ یک وسیلهی معمولی حکاکی شده نبود!
دنیل با تعجب پرسید: «چیمیخواید باهاش درست کنید؟»
از چنین آیتمهای قدرتمندی معمولا برای ساختن قرصهایی استفاده میشد که رتبهای بالاتر از سوم داشتند!
برای قرار گرفتن یک قرص یا معجون در رتبه چهارم، به این معنی است که میتواند روی تهذیبگرهای در همان رتبه تأثیر بگذارد!
محصولاتی که میتوانستند تهذیب را تسریع ببخشند، بسیار ارزشمند بودند. به ویژه اگر در رتبهی قهرمانی...
کتابهای تصادفی

