تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 223
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۲۳: معدن
کهن صفت کاملی برای توصیف وضعیتی بود که سیاه چال در آن قرار داشت.
نوآ به محض ورود به حفرهای در پایهی کوه، با منظرهای غبارآلود و فرسوده مواجه شد.
«به نظر نمیرسه که موجودات جادویی هنوز به سطح زمین رسیده باشن. اونا باید در طبقههای پایینتر باشن.»
نوآ فکر کرد و طبقه همکف سیاه چال بِرر را بررسی کرد.
این غار بزرگی بود که تنها چند اتاقک زنگ زده در آن هنوز در برابر گذشت زمان مقاومت میکردند.
وسایل چوبی در دو هزار سال گذشته تا حد زیادی از بین رفته و تنها برخی از وسایل ساخته شده از آهن یا موارد مشابه در اتاق عریض باقی مانده بود.
نوآ هیچ چیز ارزشمندی در آنجا نیافت، بنابراین تصمیم گرفت سفر خود را به سمت سطوح پایین ادامه دهد.
مکان تاریک بود و همه منابع نوری تسلیم فرسایش شده بودند. با این حال، برای جادوگرانی مانند نوآ، تاریکی اصلاً مانعی بزرگ نبود.
در انتهای اتاق، نوآ گذرگاهی را پیدا کرد که به سمت پایین میرفت و بدون تردید از آن عبور کرد.
غلظت نفس هنوز هم در حال کاهشه...
پس از مدتی، یک اتاق بزرگ دیگر خود را در مقابل نوآ آشکار کرد، اما اتاقکهای آن بسیار بیشتر از طبقهی همکف بود.
اینجا باید جایی باشه که اونا جنایتکارای سطح پایین رو نگه میداشتن. اگرچه عجیبه، دیوارها حتی بعد از این همه سال هنوز محکم و قوی بهنظر میرسن و این به این معناست که خانواده سلطنتی قبلی در ساخت اینجا اصلا کم نذاشتن. پس چرا خانواده سلطنتی فعلی کاملا اینجا رو رها کردن؟
او فکر نمیکرد که خانواده الباس بدون دلیل موجه چنین ساختمان خوبی را رها کنند.
شاید اونا میخواستن قدرتشون رو در پایتخت جمع کنن، اونا میخوان ارتشی با جنایتکارها ایجاد کنن. با این حال، هنوز بهنظرم رها کردن اینجا کار اشتباهی بوده.
تردیدها به ذهنش حمله کردند اما او فقط توانست آنها را سرکوب کند.
بسیاری از امور مهم توسط تهذیبکنندگان حاضر در رده قهرمانی انجام میشد و انسانهای معمولی حتی نمیتوانستند تعداد اسرار پنهان شده تو...
کتابهای تصادفی


