تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 234
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۳۴: ونس
«میلو، خیلی ممنون!»
تروی تلاش کرد تا بایستد و به نشانه قدردانی به همراه خود تعظیم کرد.
میلو لبخندی زد و در حالی که یک قرص به او میداد سرش را حرکت داد.
«این به بهبود زخمهات کمک میکنه. تا زمانی که من لاشه این کرمها رو جمعآوری میکنم، روی بهبودی تمرکز کن، به محض اینکه بهتر شدی حرکت میکنیم.»
تروی قرص را خورد و دوباره روی زمین نشست.
میلو بدنش رتبه ۴ و از او بزرگتر بود، هر چه میگفت تروی مخالفت نمیکرد.
چند ساعتی گذشت و در این مدت هر دو نفر بیسر و صدا تهذیب کردند تا مراکز قدرت خود را دوباره پر کنند.
«زمان زیادی گذشته و من نگران بقیهم...»
میلو دستور حرکت داد و تروی بدون شکایت دنبالش کرد.
تروی گفت: «این مکان عجیبه، من هرگز نمیدونستم که موجودات جادویی میتونن در یه مدت زمان کوتاه این همه تله کار بذارن.» و وقایعی را که او را به آن موقعیت سوق داد، توصیف کرد.
«واقعاً عجیبه. من فقط یک بار مورد حمله قرار گرفتم و بعد از اون هیچ اثری از کرمهای حفار پیدا نکردم. باید تمام مدت روی تو تمرکز کرده باشن چون فهمیدن که تو یکی ضعیفتر هستی. خوشبختانه، من با تکنیک خودم متوجه طلسم تو شدم وگرنه همچنان بیهدف داخل یکی از تونلها پرسه میزدم.»
تروی با شنیدن این کلمات سرش را پایین انداخت، نمیتوانست خود را بیفایده نشان ندهد.
میلو دستی روی شانهاش گذاشت و لبخند گرمی به او زد.
«تو خوب کار کردی. هنوز جوون هستی، اما شخصیتت همین حالا هم تا این اندازه قویه، مطمئنم که در آینده به یک تهذیبگر قدرتمند تبدیل میشی. اگه مانوئل به جای تو بود، اینقدر دووم نمیآورد.»
تروی در این ستایش سری حرکت داد و سرش را بلند کرد.
«الان چیکار کنیم؟»
میلو دوباره لبخند زد و به قسمت عمیقتر لانه اشاره کرد.
«لرد ...
کتابهای تصادفی


