تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 262
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۲۶۲: کمین
کوه درست بعد از اسلیفال نامی نداشت اما در نقشه نوآ به عنوان منطقه خطر ثبت شده بود.
«طبق چیزی که این میگه یه دسته از عقاب خاص از عقابها اینجا وجود داره که در حملات صوتی تخصص دارن، اما معمولاً جنگ از راه دور رو ترجیح میدن پس من اونا رو در پایه کوه پیدا نمیکنم.»
نوآ هنگامی که نوع جانوران جادوییای را که کوه را اشغال کرده بودند فهمید، بلافاصله توانست تصمیم بگیرد که امن ترین مکان برای مبارزه با تهذیبگران پشت سرش کجاست.
«اونا دارن سرعتشون رو بیشتر میکنن، به نظر میرسه که نمیخوان خیلی از شهر دور بشن.»
نوآ لبخند زد و او هم شتاب گرفت.
ده تهذیبگری که او را دنبال میکردند از این حرکت شگفت زده شدند.
نوآ از قبل بسیار سریع پیش میرفت ولی باز هم سرعتش در ردیف انسانی بود، با این حال سرعت جدیدی که نشان داد به طور کامل از این حد فراتر میرفت!
یکی از تهذیبگرها زمزمه کرد: «اون بدن رتبه ۴ داره!»
«حضورمونم کشف کرده، عجله کنید...»
دو صدای زن در گروهی که نوآ را دنبال میکردند به گوش میرسید، آنها تازه متوجه شده بودند که نوآ را دست کم گرفتهاند.
با این حال، آنها نیاز به بازیابی نقشهها داشتند و نمیتوانستند به عقب برگردند و تا مجدداً برنامهریزی کنند.
«من رتبه بدنم رو آشکار کردم اما اونا هنوزم دنبالم هستن، انگار یکمی به خودشون اعتماد به نفس دارن.»
نوآ به دویدن به سمت کوه ادامه داد. افرادی که پشت سرش بودند نتوانستند به پایش برسند اما ردش را نیز از دست ندادند، شتاب کلی آنها یکسان بود.
با این حال، نوآ میتوانست استفاده از نفس را در پشت سر خود حس کند.
«همم، بعضی از اونا از برای سریعتر شدن دارن از یهسری طلسم استفاده میکنن، پس همه اونا بدن رتبه ۴ ندارن.»
این درک به نوآ اطمینان داد.
برگ برنده او طلسم شیطانیش بود و تقریباً غیرممکن بود که فقط با بدن رتبه ۳ بتوانند در برابر آن مقاومت کنند، کافی بود نوآ آنها را لمس کند تا ناپدید شوند.
«نه، من نباید انقدر ساده لوح باشم، اونا مطمئناً از تعداد زیادشون علیه من استفاده میکنن. واقعا در صورت امکان باید ا...
کتابهای تصادفی

