تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 305
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۰۵: بیرحم
سربازان به پایتخت در قله کوه بازگشتند، لیزا جشنی را برای گرامیداشت آن پیروزی قاطع برگزار کرده بود و سربازان هم با تمام وجود مینوشیدند و استراحت میکردند.
وضعیت روانی عامل مهمی برای قدرت یک تهذیبگر بود وگرنه سربازان خسته در میدان جنگ عملکرد ضعیفی میداشتند. با این حال، نوآ حال و حوصلهی مهمانیها را نداشت، ذهنش بین احتمالات زیادی که روش جعل عنصری ارائه میداد سرگردان بود.
همچنین، او احساساتی مشابه به سربازان را نداشت، بالاخره کشور اودریا خانه او نبود. به همین هم دلیل او به مقبره رفت، شب بهترین لحظه برای استفاده از تکنیک تهذیب او بود و نبرد امروز هم برایش بسیار آسان بود، او دلیلی نداشت که تمریناتش را رها کند.
لایه دوم مقبره خالی بود و نوآ بیسر و صدا در پایین آن و بر بالای برکت نفس خود تهذیب میکرد. در آن زمان تهذیب به یک عادت تبدیل شده بود، او به راحتی میتوانست روی مسائل دیگر تمرکز کند در حالی که گرداب بین دستانش نفس را جذب میکرد.
افکار او در مورد آیتم مختلفی بود که میتوانست جعل کند، ناپایداریها مفید بودند اما یک ضعف بزرگ داشتند: نمیشد از آنها در کنار متحدان استفاده کرد.
«انفجار به خودی خود کافی نیست، من نمیتونم میخها رو از ساختار جدا کنم. همچنین، من هیچ کنترلی بر جهت میخها ندارم، تمام هدف ناپایداریها بهره برداری از ناپایداری طبیعی اسلحههای جعل شدهست... باید راهی برای اعمال همین نظریه در مورد مواردی وجود داشته باشه که بشه بعد از درگیر شدن نیروها هم ازشون استفاده کرد...»
برای انجام این کار، او باید راهی برای کاهش وسعت اثر اسلحه بدون کاهش قدرت آن پیدا میکرد.
«دقت روی تخریب و مرگبار بودن، اینجا واقعا ممکنه سوزن ماه جوابگو باشه...»
مشکل اصلی روش حکاکی او این بود که ...
کتابهای تصادفی

