تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 310
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۳۱۰: شوخی
نوآ قبل از همه وقایع در کشور اودریا فقط یک رهگذر بود، امپراتوری هیچ دلیلی برای هدف قرار دادن او نداشت.
اما حالا، او شیطان نقابدار بود، او عامل هزاران تلفات در رتبهپایینهای ارتشش بود، نوآ نمیتوانست امیدوار باشد که آنها کارهای او را فراموش کنند.
«حس میکنم دوباره دارم به نقشه فرار هام فکرمیکنم، چرا همیشه در همچین موقعیتهایی قرار میگیرم؟»
نوآ در حالی که به سمت میدان جنگ رفت تا برای نبرد سیاه پوشان آماده شود، آهی کشید.
.
.
.
ماهها بدون تغییر زیادی گذشت.
نوآ واقعا به برنامه خود پایبند بود و هر روز قویتر میشد، زیرا او برای یافتن راه فرار جستجو میکرد.
نینا با خوشحالی اطلاعاتی را به او داد، میدانست که او قصد رفتن دارد، بنابراین احساس میکرد که لازم نیست مانع از برنامههای او شود.
حقیقت این بود که رفتن آسان بود، نوآ فقط باید از ساختار عبور میکرد و به بیابان باز میگشت.
با این حال، امپراتوری به شدت از مرزها محافظت میکرد، از هر کسی که کشور را ترک میکرد پرسو جو میکرد.
هر چند جعل او منجر به نتایج مثبت در نبردهای ماهانه شد.
انفجارهای مخفی، نوع دیگری از حمله را به سربازان ارائه کرد، حملهای که میتوانست پس از درگیری دو ارتش مورد استفاده قرار گیرد.
سربازان امپراتوری بدون اینکه بدانند چه چیزی به آنها اصابت کرده است، خود را سوخته یا به شدت مجروح شده میدیدند، چند ماه باید بگذرد تا علت آن انفجارها را شناسایی کنند.
با این حال، حتی پس از آن، کار زیادی نمیتوانستند در مورد آن انجام دهند.
آن انفجارها قدرت مرحله مایع رتبه دوم را داشتند، با طلسمهای تهذیب گران آبی تفاوتی نداشتند.
نقاط قوت آنها تدارکات فوری و اندازه آنها بود: انفجارهای مخفی نیازی به زمان نداشت و اندازه شان به آنها اجازه میداد به راحتی بین دفاع سربازان بلغزند.
سربازان امپراتوری اغلب اسلحههای خود را برای دفاع در برابر دشمنان خود بالا میآ...
کتابهای تصادفی
