تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 309
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۳۰۹: هدف
این انفجار به اندازه ناپایداریها قوی نبود.
سوزن درست در کنار شانه تهذیبگر قرمز منفجر شد و انفجاری با قدرت رتبه ۲ در مرحله مایع ایجاد کرد.
این سرباز دارای بدن رتبه ۴ بود، قدرت پشت انفجار برای سوراخ کردن دفاع طبیعی او کافی بود.
با این حال، درست زمانی که پوستش سوخته و گوشتش از بین رفت، نفس را در داخل دانتیان خود به روشی محافظ آزاد کرد.
آن نفس خام برای مهار کردن کامل انفجار کافی نبود، اما همچنان به دلیل قدرت ذاتی خود نوعی محافظت را ارائه میکرد.
انفجار، ردای او را از بین برد و بدنش را فرا گرفت، با این حال، او به سختی توانست زنده بماند، سربازان آنجا میتوانستند ببینند که چگونه بدن سوخته او از ابر دود تیرهای که پس از انفجار سوزن ایجاد شده بود بیرون آمد.
«کی جرات کرده-...»
او با صدای بلند فحش میداد، اما سخنانش با یک شمشیر سیاه قطع شد که سرش را برید، نوآ آن گونه نبود که چنین شانس گرانبهایی را از دست بدهد.
سربازان باقیمانده امپراتوری، هنوز از این که متوجه شدند چه اتفاقی افتاده است، تنها پس از ورود چهره نقابدار نوآ به میدان دیدشان، شگفت زده بودند.
«شیطان نقابدار!»
این طرز تفکر نسبت به نوآ بین همه جریان داشت.
به هر حال نوآ در آن میدان جنگ شهرت داشت، اقدامات او در نبردهای قبلی بیش از حد هرج و مرج ایجاد کرده بود.
و اینجا او آماده بود تا دوباره آتشی به پا کند.
«عقب نشینیی کنید.»
یکی از سربازان آبی امپراتوری سعی کرد به متحدان خود هشدار دهد، اما این اقدام تنها فرصت کافی را برای تهذیب گران کشور اودریا فراهم کرد تا به او برسند.
به هر حال آنها بسیار با تجربهتر بودند، حتی اگر ظاهر نوآ آنها را شگفت زده کرده بود، آنها توانستند خیلی سریعتر از دشمنان خود بهبود یابند.
با این حال، نوآ بهطور کامل به سربازان ضعیفتر اطراف خود بیاعتنایی ...
کتابهای تصادفی

