تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 321
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۲۱: مجمع الجزایر
تنها هدف نوا از آن حرکت دیدنی این بود که : توجه همه را به خود جلب کند و ارزش خود را نزد امپراتوری بالا ببرد .
به این دلیل این کار را انجام داده بود تا مقداری اضطرار در سربازان حاضر در میدان جنگ به وجود بیاورد .
افراد مضطرب اشتباه میکنند و این همان چیزی بود که نوآ خواستارش بود.
او باید تصویری از نبوغ فرار کردن از میدان نبرد را خلق میکرد، او باید سربازان را مجبور به تعقیب فوری خود میکردکه طلسم انتقال سریع نقش مهمی در این زمینه ایفا میکرد.
از آنجایی که طلسم انتقال او را به طور کامل ناپدید کرد و هیچ اثری از عبورش باقی نگذاشت، میتوانست سربازان را فریب دهد و آنها را به این باور برساند که او به مکانهای دور دست قاره رفته است.
نقشه نوآ عملی شد، تهذیب گران باقی مانده امپراتوری فورا برای تعقیب او حرکت کردند، او حدس زد که چند روزی طول میکشد تا متوجه شوند که فریب خورده اند.
«یک هفته گذشته و هنوز هیچ اثری از خشکی نیست. به هر حال، سرعت من خیلی پایینه.»
نوا بر روی دریا پرواز میکرد و دو بال سیاه او با استفاده گهگاه از طلسم گام سیاه، توانایی این را به او میداد که حتی با عدم وجود جای پا، برای طی کردن مسیر مسافرت کند.
تنها مشکل توانایی پرواز او این بود که سرعت او بسیار کمتر از آن چیزی بود که بدنش قادر به انجام آن بود: این توانایی یک حیوان جادویی رتبه سه و یک طلسم رتبه صفر مصرف میکرد تا کار کند که مشخصا نمیتوانست با قدرت بدن یک سطح چهار هماهنگی داشته باشد.
«اگه فقط میتونستم یه حرکت رزمی بزنم که بشه از اون تو وسط هوا استفاده کرد ... اونطوری خیلی سختم میشه، بهترین راه اینه که منتظر یه موجود پرنده رتبه ۴ از عنصر تاریکی بمونم...»
برای انجام حرکت هنر رزمی لازم بود تا نوا دوبار محکم به زمین بکوبد که زمانیکه او در حال پرواز بود محال بود .
با این وضع، ...
کتابهای تصادفی


