تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 326
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۲۶ : مقصد
«ارباب من، شاید بهتره بدونید که این اسم در مجمع الجزایر ممنوع هست، قدرتها دقیقاً برای جلوگیری از هرگونه شایعه در مورد استقلال احتمالی فرستاده شدن. من آدمای خوبی رو دیدم که فقط به این دلیل که از این اسم آگاه بودن زندانی و بازجویی شدن.»
کودی مدت کوتاهی بعد اضافه کرد، حالت جدی او همچنان بر چهرهاش باقی بود.
«منطقیه... به گمونم بهتره وقتی رسیدم بفهمم اوضاع در چه حده، واقعاً حوصلهی دردسر رو ندارم.»
اگر وضعیت هایو خیلی جدی بود، نوآ سروقت برنامهی اولیهی خود برگشته و به یک سازمان قانونی ملحق میشد.
تا زمانی که برنامهاش با موفقیت پیش میرفت، برایش فرقی نمیکرد که به کدام جناح بپیوندد.
«از صداقتت متشکرم، بهنظر میرسه که حسابی انداختمت تو دردسر.»
نوآ در حالی که لبخندی بر لب داشت، موضوع صحبت را تغییر داد، کودی از اینکه نوآ دیگر بیشتر از این پرسوجو نکرد آهی از سر آسودگی کشید.
شام کمی بعد به پایان رسید، کودی یکی از بهترین کابینهای کشتی را به نوآ داد و قبل از اینکه او را تنها بگذارد، مطمئن شد که نوآ در وسایل مورد نیازش، کموکسری ندارد.
«لعنت به کشورهای بزرگ، اونا همهجا نفوذ دارن.»
نوآ کمی ناامید شد.
او فقط میخواست در آرامش تهذیب کند و به تکنیکها دسترسی داشته باشد، اما بهنظر میرسید که این چیزها همیشه در پشت قدرتهای افرادی محبوس شدهاند که نمیتوانست با آنها درگیر شود.
«خانواده سلطنتی میخوان خانواده خودشون رو گسترش بدن، امپراتوری سربازای بیشتری میخواد کنجکاوم بدونم کشور پاپرال از تهذیب گرهاش چی میخواد.»
نوآ دیده بود که چگونه دو کشور، از سه کشور بزرگ، با تهذیبگران تنها و آیندهدار برخورد میکردند و روشهای آنها با منافع او در تضاد بود.
تا زمانی که میتوانست آزادی شخصی خود را حفظ کند و چیزی مانع رشدش نشود، از پیوستن به یک سازمان قدرتمند بدش ...
کتابهای تصادفی


