تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 342
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۴۲: گشایش دانتیان
البته که اون قاتل نوآ بود.
وارد اتاق شد و دود سیاهی از دستانش خارج کرد.
فرم جزئی شیطانی همه چیز را محو کرد، تنها در چند ثانیه، هر اثری از حضورش از بین رفت، حتی سوراخهای روی دیوارهای ایجاد شده توسط میخها از بین رفت.
سپس یک شمشیر سفید به دست گرفت و کلمه «هایو» را روی دیوار نوشت که پیامی برای نمایندگان قاره و هشداری برای همه خبرچینانی بود که در آینده سعی در عبور از سازمان داشتند.
سپس با عجله رفت.
به طبقه دوم ساختمان رفت و وارد اتاقی ساده شد، صدای قدمهای شتابان در ساختمان طنینانداز شد و در را پشت سرش بست.
چند صد اعتبار در دستانش ظاهر شد و با عجله آنها را روی زمین گذاشت، به محض انجام این کار، نمودار بزرگی روشن شد.
فریادها و دستورات در طبقات بالا به گوش میرسید اما نوآ اهمیتی نمیداد، او وارد نمودار شد و فشار شدیدی بر دریای هوشیاری او وارد شد، در حالی که دنیای مقابلش متحول شد.
تنها در چند ثانیه، اتاق ناپدید شد و یک دیوار بنفش جای آن را گرفت.
«چطور پیش رفت؟»
روی، درست در کنار ایستگاه انتقال از راه دور ایستاده بود، به محض دیدن شکل نوآ شروع به صحبت کرد.
«خائن و هفت نگهبان مردن، من حتی پیام رو همانطور که مأموریت خواسته بود گذاشتم.»
روی با شنیدن گزارش نوآ سرش را تکان داد و قبل از صحبت دوباره با غرور لبخند زد.
«پس نظر تو در مورد ارتباط ما با جناحهای حقوقی چیه؟»
نوآ هنگام مرور وقایع مأموریت، نقاب خود را پایین آورد.
همانطور که معلوم شد، آن مکان امن آنقدر که نمایندگان قاره فکر میکردند امن نبود.
هایو در همه جا جاسوس داشت، سالها حکومت بدون مزاحمت به آن اجازه میداد تا در هر تأسیسات مجمعالجزایر ایستگاه تله پورت بگذارد...
یک ایستگاه تله پورت در طول ساخت آن ساختمان حک شده بود، هایو میدانست که نمایندگان میخواهند از آن به عنوان یک ...
کتابهای تصادفی

