تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 341
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۳۴۱: قاتل
برت یک سرباز متعلق به جناح کشور اوترا در مجمع الجزایر بود.
او خانواده داشت، اما در جزیره صد و شصت به عنوان نگهبان کار میکرد، حقوق زیادی به او نمیدادند، او برای تامین منابع تهذیب برای فرزندانش تلاش میکرد.
به همین دلیل است که وقتی فرصتی پیش آمد، سازمان زیرزمینی به او رشوههای سخاوتمندانهای برای خدماتش داد، او به یک خبرچین هایو تبدیل شد.
با این حال، نمایندگان این قاره تمام تلاش خود را میکردند تا هر سازمانی را که همچنان استقلال مجمع الجزایر را هدف قرار میداد، سرکوب کنند.
البته، آنها به کسانی که برای هایو کار میکردند آسان نمیگرفتند.
برت بیدقتی کرد و هویت او به عنوان یک خبرچین کشف شد، او مجبور شد برای نجات خانوادهاش معامله کند، یا باید معامله میکرد یا ماهها شکنجه را تحمل میکرد.
وقتی به نگهبانانی که از او محافظت میکردند خیره شده بود، به این فکر میکرد که:
«خیلیم بد از آب درنیومد، بالاخره این قاره تهذیبگرهای توانمندی رو فرستاده.»
پنج نگهبان بودند که همگی در اوج رتبه دوم بودند، هالههای سخت آنها به خوبی نشان میداد که چقدر با تجربه هستند.
برت با نگهبانان صحبت کرد.
«چه زمانی میتونم خانوادم رو ببینم؟»
او در بالای ساختمانی در جزیره صد و پنجاه و هشت قرار داشت، آن محل سکونت، محل امنی بود که پس از عبور از هایو مجبور شد در آنجا بماند.
رهبر نگهبانان به او پاسخ داد:
«خیلی زود. لردها باید ریشه جداییطلبها رو در جزایر مختلف ریشه کن کنن، قبل از اینکه فرار کنن...»
برت میدانست که حرفهایش درست است، اما همچنان دلتنگ خانوادهاش بود، نمیتوانست با گذشت روزها ...
کتابهای تصادفی
