تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 356
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
اطلاعات مربوط به نوآ چند ماهی بود که در مجمع الجزایر موجود بود.
فرقه تعقیب شیاطین، به عنوان یک سازمان زیرزمینی، از گزارشهای ارسال شده توسط قاره آگاه بود.
جنایتکاران و خائنان میتوانند به طریق مختلف توسط هایو مورد استفاده قرار بگیرند، طبیعی بود که حداقل یک آشنایی کلی از آن افراد داشته باشند...
«متاسفم، اما به نظر میرسه که حزب من نمیتونه اون رو قبول کنه، او زیادی معروفه.»
یکی از نمایندگان آن طرف میز صحبت کرد.
«می دونم هالی، اما فکر میکنم که تو همچنان دوست داشته باشی بدونی که اون به کدوم حزب میپیونده...»
روی به او پاسخ داد و هالی قبل از اینکه نگاهش را به نوآ برگرداند، سرش را در جواب تکان داد.
«حزب من جمع آوری اطلاعات رو در سراسر مجمع الجزایر انجام میده. معمولا از اعضای ما خواسته میشه که به سازمانهای قانونی بپیوندن تا اطلاعات رو به ما منتقل کنن. فکر کنم بفهمی که چرا نمیتونم ازت استفاده کنم.»
هالی به طور مختصر وضعیت خود را توضیح داد، نوآ فقط توانست سرش را برای درک آن تکان دهد.
«واقعاً نمیتونم جاسوس بشم، نه تنها دوست ندارم مخفیانه کار کنم، بلکه هویتم در اون مأموریتها به خطر میافته...»
نوآ در ذهن خود نتیجه گیری کرد.
او هنوز یک فراری بود، جلوگیری از افشای هویتش همچنان در صدر لیست او بود، خوشحال بود که هالی قبل از شروع این کار، او را رد کرده بود.
او در مقابل تهذیبگران تأثیرگذار فرقه بود، باید مطمئن میشد که هیچ یک از آنها از تصمیم او رنجیده نشوند.
«پس بیایید اول همدیگه رو معرفی کنیم.»
روی در حالی که این کلمات را میگفت از جای خود برخاست و همانطور که آنها را معرفی میکرد، دست خود را به سمت هر تهذیبگر تکان داد.
«هالی رهبر حزبیه که مسئول تحقیقاته، اطلاعات فرقه از تلاش و مدیریت بیعیب و نقص اون ناشی میشه. بیشتر مأموریتهای ما فقط به لطف گزارشهایی که او...
کتابهای تصادفی
