تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 364
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 364 : نقش
نوآ میخواست هویتش را به عنوان یک مهاجر مخفی نگه دارد.
اولاً او راهی برای توضیح نداشت، او نمیدانست چرا شانس زندگی دوباره به او داده شده و به این دنیا منتقل شده است.
دوماً، از واکنش اطرافیانش نسبت به این موضوع مطمئن نبود.
او نمیدانست که آنها او را باور میکنند یا نه، اما میخواست از تبدیل شدن به خوکچه هندی یک موجود قدرتمند اجتناب کند. بهتر بود پیشرفتهای سریعش را به خوش شانسی ربط دهد.
«اگه واقعاً اصرار کنه، فقط مسائل مربوط به میراث خط خونی رو فاش میکنم، اون حداقل باید بخشی از قدرتم رو توضیح بده.»
نوآ در حالی که منتظر جواب کلایو بود فکر کرد.
نگاهش پایین آمده بود و به نظر میرسید که در فکر فرو رفته، اما بعد به خودش آمد و آه بلندی کشید.
« خوش به حالت، فکر میکردم تکنیک خاصی داری که میتونه روند رو تسریع کنه. همیشه تو طلسمهای کسیر کند بودم و تکنیک تهذیبم خیلی از وقت آزادمو میگیره...خوب، کاریش نمیشه کرد، فقط باید سختتر کار کنم.»
کلایو به راحتی نتیجه آن مکالمه را پذیرفت، نوآ در واقع از اینکه بیشتر کنجکاوی نکرد شگفت زده شده بود.
«شاید تحمل دردش خیلی کمه»
نوآ در ذهنش نتیجه گیری کرد.
بزرگ کردن حوزه ذهنی فرآیندی آهسته و دردناک بود، تعجبی نداشت که بسیاری از تهذیبگران آموزش آن را برای آخرین مرحله میگذاشتند.
«درسته، چطوری میتونم چهارمین طلسم کسیر رو به دست بیارم؟ وقتی نمیتونم تمرین کنم احساس خوبی ندارم.»
وقتی درباره طلسم بعدی سوال کرد نوآ دروغ گفت.
او هنوز به لطف نفس درون دریای هوشیاریش ذهنش را توسعه میداد اما با سرعت کم، این روش نمیتوانست با روش تمرین شماره یک مقایسه شود.
«همم، میتونی درخواستش بدی ولی قیمتش خیلی زیاده. میتونی تو طبقه دوم ساختمان ماموریت پیدا...
کتابهای تصادفی
