فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 364

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل 364 : نقش

نوآ می‌خواست هویتش را به عنوان یک مهاجر مخفی نگه دارد.

اولاً او راهی برای توضیح نداشت، او نمی­دانست چرا شانس زندگی دوباره به او داده شده و به این دنیا منتقل شده است.

دوماً، از واکنش اطرافیانش نسبت به این موضوع مطمئن نبود.

او نمی‌دانست که آنها او را باور می‌کنند یا نه، اما می‌خواست از تبدیل شدن به خوکچه هندی یک موجود قدرتمند اجتناب کند. بهتر بود پیشرفت‌های سریعش را به خوش شانسی ربط دهد.

«اگه واقعاً اصرار کنه، فقط مسائل مربوط به میراث خط خونی رو فاش میکنم، اون حداقل باید بخشی از قدرتم رو توضیح بده.»

نوآ در حالی که منتظر جواب کلایو بود فکر کرد.

نگاهش پایین آمده بود و به نظر می‌رسید که در فکر فرو رفته، اما بعد به خودش آمد و آه بلندی کشید.

« خوش به حالت، فکر می‌کردم تکنیک خاصی داری که می‌تونه روند رو تسریع کنه. همیشه تو طلسم­های کسیر کند بودم و تکنیک تهذیبم خیلی از وقت آزادمو می­گیره...خوب، کاریش نمیشه کرد، فقط باید سخت‌تر کار کنم.»

کلایو به راحتی نتیجه آن مکالمه را پذیرفت، نوآ در واقع از اینکه بیشتر کنجکاوی نکرد شگفت زده شده بود.

«شاید تحمل دردش خیلی کمه»

نوآ در ذهنش نتیجه گیری کرد.

بزرگ کردن حوزه ذهنی فرآیندی آهسته و دردناک بود، تعجبی نداشت که بسیاری از تهذیب‌‌گران آموزش آن را برای آخرین مرحله می­گذاشتند.

«درسته، چطوری می‌تونم چهارمین طلسم کسیر رو به دست بیارم؟ وقتی نمی‌تونم تمرین کنم احساس خوبی ندارم.»

وقتی درباره طلسم بعدی سوال کرد نوآ دروغ گفت.

او هنوز به لطف نفس درون دریای هوشیاریش ذهنش را توسعه می­داد اما با سرعت کم، این روش نمی‌توانست با روش تمرین شماره یک مقایسه شود.

«همم، می‌تونی درخواستش بدی ولی قیمتش خیلی زیاده. می‌تونی تو طبقه دوم ساختمان ماموریت پیدا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی