تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 365
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 365 : رید (حمله)
نوآ پذیرفت.
نقش او خیلی خطرناک بود اما این اجازه را به او میداد تا از ( رید) حمله اجتناب کند و تنها زمانی که همه چیز تمام شده بود به نبرد بپیوندد.
به هر حال این کشتی متعلق به ملت اوترا بود، نوآ میترسید چیز غیرمنتظره ای هویتش را فاش کند.
موضوع سوگند به راحتی حل شد، شاگردان فقط باید دستی که خالکوبی شاخدار داشت را دراز میکردند و یک دایره تشکیل میدادند و سوگند یاد میکردند که چیزی از دستاوردهای مأموریت ندزدند.
خالکوبیها بین یکدیگر طنین انداز شدند و توافقی شکل گرفت، نوآ نمیتوانست از مفید بودن آنها شگفت زده نشود.
دنیای تهذیب خشن و بیرحم بود و نمیشد به کسی اعتماد کرد.
با این حال، با کمک مهر فرقه اعضای آن میتوانستند آزادانه به یکدیگر اعتماد کنند و تمام تمرکزشان را روی مأموریت بگذارند.
کلایو گفت :«به هر کسی یه نقشی اختصاص داده شده، بعد از تله پورت هیچ وقفهای وجود نداره. اگه چیزی برای گفتن دارین، همین حالا بگین.»
اما به نظر میرسید هیچکس در غار چیزی برای گفتن ندارد
«عالیه، بعداً تو منطقه تمرین میبینمتون و موفق باشین!»
کلایو وقتش را برای سخنرانیهای الهام بخش تلف نکرد و مستقیماً برای خروج از غارش حرکت کرد.
بیست و شش تهذیبگر به دنبال راه افتادند، بعضی از آنها قبلاً صورت خود را با کلاه یا ماسک پوشانده بودند.
نوآ یکی از آنها بود، اما کلاهش نمیتوانست هاله سردی را که به طور طبیعی به دلیل تمرکزش منتشر میشد را بپوشاند.
با این حال، به نظر نمیرسید این امر بر سایر شاگردان تأثیر بگذارد.
ذهن آنها کاملاً معطوف مأموریتشان بود، نیت نبرد سنگینشان تمرکز باورنکردنی آنها را نشان میداد.
گروه به دنبال کلایو به سمت ایستگاههای کنار منطقه مسکونی رفتند، بیست و هفت نفر روی یکی از ب...
کتابهای تصادفی

