تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 401
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۴۰۱: خراش
برخورد دو شکل سوم باعث ایجاد انفجاری بین نوآ و نسخهاش شد، هر دو با نیروی آزاد شده در انفجار به عقب پرتاب شدند.
در همین حال، هیلونگ و کپی آن نیز از هم جدا شده بودند، در حالی که خود را برای حمله مجدد آماده میکردند، نزد اربابان خود بازگشتند.
نوآ در پشت زره دود، قیافهای خشن داشت، در حالی که سعی میکرد رویکرد بعدی خود را برنامهریزی کند، چشمانش به دقت مخالفانش را تجزیه و تحلیل میکرد.
«نسخه من تقریبا آسیبی ندیده و نسخه هیلونگ فقط چند خراش داره، قبل از اینکه ذخایرم رو خالی کنم باید یک سوراخ پیدا کنم.»
شکل شیطانی، بسیار قدرتمند بود، نوآ هنوز کسی را در سطح خود پیدا نکرده بود که بتواند با آن مبارزه کند.
با این حال، وقتی با نسخه او مطابقت داشت، هر مزیت کوچک اهمیت داشت.
نوآ میخواست دوباره حمله کند که متوجه شد همراه خونیاش قبل از همراه حریف بهبود یافته است.
«چه اتفاقی داره میوفته؟»
با این حال، از زمانی که کپی خود را در شعلههای سیاه پوشانده بود، افکار او قطع شد.
مردمکهای نوآ در حالی که با عجله برمیگشت کوچک شدند و در نقطهای از پشت سرش شروع به حمله کرد...
شعلههای سیاه در آن موقعیت ظاهر شد و حملهای با قدرت یکسان با ضربه او درگیر شد، نسخه پشت سر او پیچ خورده بود و از فرم سوم استفاده میکرد، حتی سبک نبرد آن با سبک نوآ همخوانی داشت.
دو اژدها دوباره در فضای باز بیرون آمدند، آنها از اربابان مربوطه خود در حالی که خود را درگیر یک نبرد خشونت آمیز میکردند محافظت کردند.
امواج ضربهای زیر پای نوآ طنین انداز شد، وقتی نوآ به سمت نسخهاش حرکت کرد، یک خط سوراخ کننده دیگر سعی کرد به صورت عمودی جهان را در مقابل او قطع کند، اما فقط میتوانست در برابر حملهای مشابه خود را ببیند...
بوم بوم!
در حالی که اشکال سوم آشورا در هوا همچنان با یکدیگر ملاقات می کردند، انفجارها در صحنه طنین انداز می شد.
نوآ دیوانهوار حمله می کرد، او تمام تلاشش را کرد تا عیبهای خودش را آشکار کند.
با این حال، این آسان نبود.
نوآ همیشه به دنبال قدرت بوده است، سبک نبرد او با آموزش مداوم و صدها نبرد، کامل شده بود، می توان گفت که در تکنیک او نقص واقعی وجود نداشت.
با این حال، همانطور که نبرد ادامه یافت، واضح بود که نوآ در حال بدست آوردن دست برتر بود و با توجه به اینکه نسخه او با هر حرکت او مطابقت داشت، این منطقی نبود.
درگیری دیگری بین این دو هنر رزمی رخ داد، نوآ سعی کرد دلیل برتری خود را بفهمد اما با احساس درد شدیدی در قلبش، افکار او به زودی متوقف شد.
چند قطره خون از دهانش خارج شد، اما مایع نفس در دستگاه گردش خون او به سرعت جراحت نور آن عضو را التیام بخشید.
نوآ بهتر از هر کس دیگری تواناییهای خود را می دانست، بلافاصله متوجه شد که چه اتفاقی افتاده است.
چند چنگال شبح مانند را در پشت فرم سوم پنهان کرد!
نوآ آن طلسم را مدت کوتاهی است که به دست آورده و فقط یک بار آن را در نبرد آزمایش کرده، واضح است که او تمام احتمالاتی را که روش حمله جدیدش ارائه میداد کشف نکرده.
با این حال، نسخه او از آن به گونهای استفاده کرده که هنوز آزمایش نکرده و حتی از او در این زمینه ماهرانه تر به نظر می رسید!
«نگو که، نسخه کپی من میتونه پتانسیل کامل تواناییهای من رو تجربه کنه، حتی اگه هنوز قادر به انجام اون نباشم!»
این فکر نوآ را نگران کرد، اما او را نیز گیج کرد: اگر نسخه او میتوانست تواناییهایش را بهتر از او هماهنگ کند، چرا او دست برتر را داشت؟
شعلههای سیاه، کپی را پوشاند و نوآ به سرعت هیلونگ را در حالی که در هوا حمله می کرد به یاد آورد.
شعلههای سیاه در پشت موقعیت قبلی او ظاهر شد، اما به زودی یک اژدهای دودی از آنها بیرون آمد زیرا کپی متوجه شد که یک سوزن ساده به سمت آن پرتاب شده است.
بوووم!
انفجار دیگری طنین انداز شد، نسخه هیلونگ قدرت انفجار پنهان نوآ را تحمل کرد، مقیاسهای آن شکسته شد، اما به زودی بازسازی شد.
نوآ با دقت، موقعیت خود را در هوا مشاهده کرد، چشمانش تمام جزئیات میدان نبرد را تجزیه و تحلیل کردند، در حالی که سعی میکرد بفهمد چه چیزی را تا به حال از دست داده است.
سپس پوزخندی روی فرم شیطانی او ظاهر شد، او بالاخره متوجه نقص تکنیک کپی شده بود!
«نسخه هیلونگ همان قدرت همراه خونی من رو داره، اما دفاع اون تنها در اوج لایه پایینه. کپی من هرگز از دوی سایه استفاده نکرده، بلکه فقط بر طلسم انتقال سریع به عنوان یک روش حرکت تکیه کرده. دود خورنده من یکمی بیشتر از دود اونه، شمشیرهای اون ممکنه سیاه باشن اما هیچ قابلیت خورندگی ندارن...»
همه آن جزئیات کوچک، زمانی که او میدان جنگ را از بالا تماشا کرد آشکار شد، ضعف تکنیک کپی وقتی آشکارتر شد که او از یکی از انفجارهای مخفی جدید خود برای حمله به نسخه استفاده کرد.
«اثرات روش جعل عنصری قابل کپی نیست!»
وقتی نوآ متوجه شد که نبرد، ناگهان بسیار آسان شده است، چشمانش برق زد!
نوآ به سمت نسخه خود حرکت کرد، وقتی متوجه ضعف آن شد، دیگر دلیلی نداشت که محتاطانه عمل کند.
کپی شیطانی، شمشیرهای خود را بلند کرد و در شرف اجرای فرم سوم بود که دید پنج گوی میخ دار به سمت آن حرکت میکنند.
کپی هیلونگ فوراً ویژگیهای آن را پوشاند، کرهها وقتی به مرزهای ابر دود آن رسیدند منفجر شدند.
بوووم!
یک انفجار شدید تمام عرصه را به لرزه درآورد، نوآ در حال استفاده از ناپایداریهایی بود که قبل از پیوستن به تیم دیوید آماده کرده بود، به این معنی که در مرحله گازی در حین جعل از رتبه ۳ تنفس استفاده کرده بود!
ناپایداریها و انفجارهای پنهان او که به تازگی ساخته شده بودند در رتبه ۳ آیتمهای حکاکی شده در اوج ردیف پایین قرار داشتند...
صحنه در عرصه کاملاً عجیب بود، دو ابر سیاه وجود داشت، یکی در هوا و دیگری روی زمین، ابر سوم خاکستری بین آنها بود.
یک اژدها در مرکز ابرهای سیاه قرار داشت، هم نوآ و هم نسخهاش به حفاظت از همراهان خونی خود برای دفاع در برابر میخهای دودآمیز منتشر شده توسط ناپایداریها متکی بودند.
دفاع هیلونگ به لطف جعل نوآ به رده میانی رتبه چهارم رسیده بود، اما کپی آن هنوز در رده پایینی قرار داشت، میزان آسیبی که از میخها دریافت می کرد بسیار بیشتر از همراه خونی نوآ بود.
این کپی را مجبور کرد تا نفس بیشتری برای اصلاح این موضوع خالی کند.
{پایان چپتر ۴۰۱.}
فصل ۴۰۲: شیطان الهی
نوآ بیپروا در میان رگبار خوشههای دودزا شیرجه زد، همراه خونی او آسیب کمتری نسبت به حریف وارد کرد، او نمی توانست کمتر به ذخایر خود اهمیت دهد اگر دشمن از آن بیشتر مصرف میکرد!
همچنین، او میخواست فرصتی برای درگیری مستقیم با سلاحهای کپی خود پیدا کند.
هنگام استفاده از فرم سوم، در حالی که در فرم شیطانی بود، تیز بودن و خوردگی افزایش یافته شمشیرهای شیطانی تقریباً نادیده گرفته می شد زیرا آنها مستقیماً حریف را لمس نمی کردند.
با این حال، اگر نوآ موفق به درگیری مستقیم می شد، مطمئن بود که توانایی شمشیرهای کپی او را به نصف میرساند!
شمشیرهای کپی به طرز عجیبی مانند او در اوج رتبه دوم قرار داشتند، با این حال، به نظر میرسید که نه همان زنگ زدگیها و نه معنای آن را داشته باشند، آنها فقط سلاحهای حکاکی شده خوبی بودند.
«این تکنیک احتمالاً سعی کرده اونچه رو که قادر به تکرارش نبوده جبران کنه... خب، به هر حال این نبرد مال منه...»
وقتی نوآ تمرکزش بیشتر شد سردی بیپایان ساطع شد، نوآ آماده بود تا رویکردی را اتخاذ کند و نبرد را به سریعترین روش به پایان برساند.
هیلونگ در میان رگبار میخها پرواز کرد و روی کپیاش سقوط کرد، کپی دوم قبلاً توسط ناپایداریها به شدت آسیب دیده بود و بدنش بیشتر زیر وزن همراه خون شکست.
نوآ نتوانست در دفاع از کپی، شکافی پیدا کند، بنابراین به سادگی ناپایداریهای بیشتری را پرتاب کرد.
دو همراه خونی در حالی که مشغول مبارزه با اربابان خود در داخل بدن خود بودند، درگیر شدند.
ناپایداریها منفجر شدند، انفجار آنها همراه با میخهایی که رها شد اژدهایان را زخمی کرد.
با این حال، در حالی که هیلونگ به دلیل تعداد کم جراحاتی که متحمل شده بود، هنوز قادر به مبارزه بود، کپی آن در بازسازی خود با مشکلاتی مواجه شد.
هیلونگ بیپروا حمله می کرد، کپی آن توانست حملاتش را تحمل کند، اما آسیبهای ناشی از میخها، آن را مجبور به موقعیت سختی کرد.
در همین حال، نوآ ناپایداریها و انفجارهای پنهان بیشتری را به سمت کپی اژدهایان پرتاب کرد.
همچنین ده چنگال آسمانی از بدن هیلونگ بیرون آمدند و وارد کپی آن شدند، آنها به سرعت کپی نوآ را پیدا کردند و به اندامهای داخلی آن حمله کردند.
نوآ تمام تلاشش را می کرد تا دفاع حریف خود را به زور باز کند!
هر زمان که نسخه هیلونگ قرار بود اصلاح شود، نوآ بمبهای بیشتری پرتاب می کرد.
پنجههای آسمانی انفجارها را دنبال میکردند، رگبار حملات منطقهای را که دو اژدها در حال مبارزه بودند پر کرد.
هیلونگ شروع به از هم پاشیدن کرده بود، خوردگی ناشی از فرم شیطانی حریف، درگیری با یک همراه با قدرت مشابه، و میخهای ناپایداریها، در نهایت حتی بر دفاع برتر آن نیز تأثیر گذاشته بود.
با این حال، از آنجایی که در آن شرایط قرار داشت، کپی آن در وضعیت بسیار بدتری قرار داشت.
بدن اژدها تکه تکه شده بود، نوآ تقریباً توانست شکل شیطانی نسخه خود را درون آن ببیند.
انفجارهای مخفی همراه با پنجههای اثیری، در داخل شکافهای اژدهای دشمن شلیک شد، هیلونگ به محض انفجار سوزن ها، سر خود را در آن شکافها فرو کرد.
حفرهای در کپی اژدها ایجاد شد، کپی نوآ در فضای باز بود و آسیبی را که پنجههای اثیری ایجاد کردند را تحمل کرد.
نوآ در حالی که دستور داد سوراخ را باز نگه دارد، از سر هیلونگ بیرون آمد، شمشیرهای او یکی شدند و هوای اطراف آن منحنی شد، رگ...
کتابهای تصادفی
