تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 400
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۴۰۰: کپی
اول از همه، آزمایشهای غیرممکنی در هزارتو وجود داشت، یک تهذیبکننده رتبه ۳ هر چقدر هم که قوی بود نمیتوانست به تنهایی با آنها مقابله کند.
دوم اینکه آزمایشها الزامات خاصی داشتند، توانایی پرواز، کار تیمی یا حتی توانایی مبارزه در تاریکی. این آزمونها را فقط تیمهایی میتوانستند پشت سر بگذارند که برای هر موقعیتی آماده بودند.
سپس نوبت به آزمایش نهم رسید، جایی که فقط کسانی که بهترین غرایز بقا را داشتند زنده میمانند.
همچنین، آن تهذیبگران باید روشهایی برای کاهش سرعت فرود خود برای زنده ماندن از سقوط به سمت بستر دریا را هم در اختیار میداشتند.
در پایان، سفر به سمت رشتهکوهها بود که باید در مقابل کمینهای دشمن جان سالم به در برده و برای بهدست آوردن پاداشهای آن میجنگیدند.
به محض ورود به راهروها، تیمی که دقیقا رتبهای همتراز با آنها را داشت مقابلشان ظاهر شد.
- و حالا راهرو خودشو به پنج شاخه تقسیم میکنه که دقیقاً همون تعداد تهذیب کنندههای تیم ماست. این نمیتونه تصادفی باشه...
افکار نوآ او را به این نتیجه رساند.
خالق احتمالاً به دنبال نوع خاصی از تهذیبگران بود. افرادی که بتوانند در یک گروه بجنگند، اما در صورت تقسیم شدن وحشت نکنند. تیمهایی که بتوانند پرواز کرده و حتی در تاریکی بجنگند. تیمهایی واقعا قویتر از رقبای خود...
افکارش در آن نقطه متوقف شد و با نگاه کردن به پنج گذرگاه نگاهش تیزتر شد، میدانست که شرط دیگر پس از آزمون پنهان شده در پشت آن مسیر مشخص میشود.
با این حال، خالق اگر به دنبال گروه کوچکی از افراد بود، میتوانست آزمایشهای متفاوتی را انجام دهد که مطمئناً از گرفتن این همه اژدها راحتتر بود!
حتی اگر نوآ احساس میکرد که بخشی از مقاصد خالق را درک کرده، باز هم چیزهای زیادی وجود داشت که او درک نمیکرد.
دیوید در حالی که سرش را به سمت ورودیها چرخاند، پرسید: «پس بهمون پیشنهاد میکنی که هر کدوممون وارد یکی از این ورودیها بشیم؟» نظریه نوآ منطقی بود.
نوآ پاسخ داد: «بله، تعداد ورودیها با ما مطابقت داره، این نمیتونه در جایی که میتونه ما رو به میل خودمون به عقب برگردونه...
کتابهای تصادفی

