تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 442
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
دو تهذیب گر رتبه ۳ در مرحله گازی، به محض اینکه نوآ در میدان جنگ فرود آمد، به نوآ نزدیک شدند، هیلونگ وقتی آن تهدید را احساس کرد، در فضای باز بیرون آمد.
«اونا فکر می کنن که این تعداد برای من کافیه؟»
نوآ وقتی دید که آن دو سرباز نگاهشان به او خیره شده است تعجب کرد، احتمالاً بعد از شاهکارهای او در آخرین نبرد به مراقبت از او گماشته شده بودند.
یک شمشیر معمولی و یک شمشیر بزرگ در دست آنها بود، آن تهذیبگران به دلیل سطح ضعیف حوزه ذهنی خود به هنرهای رزمی خود متکی بودند.
آنها جادوگران رتبه ۳ بودند، اما سطح هوشیاری آنها حتی به سطح هوشیاری نوآ نزدیک هم نبود.
نمیتوانستد به شرایطشان کمکی کنند، رسیدن به رتبه سوم ذهن در حالی که در مرحله گازی قرار داشت از قبل یک شاهکار بزرگ بود، نوآ احتمالاً تنها استثنا در آن جهان بود.
با این حال، هنگام مواجهه با نوآ، سطح ضعیف ذهن آنها یک ضعف مهلک بود.
هیلونگ به سمت تهذیب گری که شمشیر بزرگ را به دست داشت، هجوم آورد، او کسی بود که گوی آتشین را پرتاب کرده بود، استعداد او میتوانست برای مدتی توسط همراه خونی مقابله کند.
نوآ، در عوض، رو به تهذیب گری که صاعقه زده بود برگشت، چشمان خون آلودش موجی از شوک ذهنی را روانه ذهنش کرد، طلسم با موفقیت بر دشمنش فرود آمد و شکافهایی در همه جا روی دیوارهای کرهاش ظاهر شد.
صاعقه زننده اسلحهاش را به زمین انداخت، دستهایش روی سرش رفت، انگار میخواست دردی را که تجربه میکرد سرکوب کند.
سپس، تجربه او باعث شد که به معجون در داخل حلقه فضایی خود دست پیدا کند، اما ارتباط او با دستگاه ذخیره سازی قطع شد زیرا یک پرتو ذهنی نافذ دیگر به ذهنش اصابت کرد.
کره ذهنی او پس از اصابت طلسم لرزش ذهنی، پیش از این در آستانه فروپاشی بود و دیگر نتوانست حمله دیگری را تحمل کند، دیوارهای کره در هم شکست و دریایی که افکار تهذیب گر بود در جهان پراکنده شد.
چ...
کتابهای تصادفی


