تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 458
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 458: پلیدی
این آگاهی از دنیای اطرافش یا از قدرت جدیدی که ذهنش به دست آورده بود نشأت نمی گرفت، بلکه وقتی که داشت حرف های زمین را مرور میکرد به ذهنش رسید.
ایده ای به سرش زد و لبخندی بر صورتش نقش بست، انرژی ذهنیش به سرعت گسترش یافت تا سوخت تکنیک استنباط الهی را تامین کند ولی با وجود این مصرف، آب تابان بیشتری از ته حوزه ذهنیش به وجود آمد.
نوآ حالا یک جادوگر رتبه چهار بود و دریای هوشیاریش انرژی ذهنی بهتر و قوی تری تولید می کرد.
نوآ انرژی ذهنی جدیدش را وارد حکاکیهای روی دیوارهای حوزه اش کرد و افکارش با سرعت غیرقابل تصوری شروع به تجزیه و تحلیل جزئیات ایده اش کردند.
-شماها به من میگین پلید؟! وقتی روش پرورش بدنم کامل شد دیگه حرف براتون نمیمونه.
همانطور که فکر می کرد هوشیاریش به مکانی بالای عمارت رسید.
در آنجا هوشیاری قوی دیگری پیدا کرد که به نظر منطقه را زیر نظر داشت. وقتی افکارش با افکار آن قدرت ارتباط برقرار کرد، تعجبش را حس کرد.
«کی هستی!؟ صبر کن... شمایین شاهزاده؟ چطور ممکنه؟»
نوآ در حالیکه هنوز داخل عمارت بود به وضوح افکار آن هوشیاری را میشنید.
نوآ از طریق ذهنش گفت :« ارشد، شما یه زمانی شهروند بخش مرکزی قاره بودین، درسته؟»
او می دانست ارشدی که برای همراهی گروهش فرستاده شده جایی بالاتر از عمارتش است برای همین به راحتی پیدایش کرد.
« آره ولی ماله خیلی وقت پیشه. اول بهم بگو چطوری پیدام کردی؟»
افکار ارشد در حوزه نوآ طنین انداز شد، ولی نوآ سوالش را نادیده گرفت و دوباره حرف زد.
« ارشد، یه درخواستی دارم.»
.
.
.
مدتی طول کشید تا نوآ به قدرت جدیدش عادت کند.
دیوارهای اتاقش هر بار که نگاه نوآ از رویشان میگذشت می لرزیدند. فشار ناشی از انرژی ذهنی جدیدش میتوانست روی دنیای مادی تأثیر بگذارد ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.