تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 457
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 457: اراده ها
نوآ به خیلی چیزها اهمیت نمی داد، می توان گفت فقط چند چیز به نظرش اهمیت داشتند.
تهذیب در جایگاه اول بود، او برای هیچ چیز بیشتر از قدرت شخصیاش ارزش قائل نبود.
با این وجود، در طول زندگیش و در جستجوی روشهایی برای تهذیب، شروع به توجه به چند نفر کرد.
مهمترین آنها مادرش لیلی بود، زنی که قید همه چیز را زد تا به او فرصت بیشتری برای رشد بدهد و خودش را فدا کرد تا او را از بندهای خانواده بالوان آزاد کند.
حالا پس از گفتگو با زمین، به نظر میرسید که رنج لیلی و سختی های نوآ بخشی از برنامه های زمین و آسمان بوده است.
کاسه صبر نوآ لبریز شد، احساساتی سرکوب کرده بود تا وقتی که به اندازه کافی قوی شود تا از پدرش انتقام بگیرد در یک لحظه آزاد شد.
زمین قبلاً به آرامی کنترل انرژی ذهنی نوآ را به دست گرفته بود، ولی حالا کل حوزه ذهنی با او به نوسان در آمده بود .
شکل روحانی هیلونگ به سمت زمین حمله کرد، در حالی که به سمت شکل لاجوردی میغرید، شکمش را باز کرد.
زمین در حالی که دستش را به سمت سر جانور دراز میکرد گفت :«بی فایدس.»
و با همین حرکت ساده، حرکت هیلونگ متوقف شد!
«من همه موجودات زنده این دنیا رو به دنیا آوردم، فکر کردی اگه یکم دستکاریش کنی میتونه از کنترلم خارج بشه؟»
انرژی ذهنی که در کرهها جمع شده و بعد بر روی دریا پراکنده شده بود، یک بار دیگر برخاست و به دور شکل لاجوردی چرخید.
سپس هیلونگ را احاطه کرد، انرژی ذهنی تحت کنترل زمین شروع به وارد شدن به بدن اژدها کرد و سعی داشت روی شکل روحانی جانور کنترل پیدا کند.
در این لحظه بود که اراده نوآ در درون هیلونگ شروع به مبارزه کرد، امواج درد به خاطر حواس مشترک با همنشین خونیش از درون اژدها به نوآ رسید.
درون کره ثانیهای در سکوت گذشت و هر دو اراده بدون اینکه بتوانند بر دیگری غلبه کنند جنگیدند.
ابروهای چهره وقتی دید که نمی تواند کنتر...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


