تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 467
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۴۶۷. بیثباتی روانی
نوآ آزمایش قابلیتهای تغذیه دورگهی را تکمیل کرد، نتایج کاملا راضیکننده بود.
بدن دورگه طوری عمل میکرد که انگار واقعا یک جانور جادوییست، میتوانست هر چیزی را بخورد و بدون توجه به عنصر آن، نفس را از هر منبعی جذب کند.
همچنین، دانتیان یک تهذیبگر عموماً حاوی نفس بیشتری نسبت به بدن جانور جادویی بود، این دورگه خیلی زود وقتی متوجه شد که خوردن انسان میتواند گرسنگی او را برای مدت طولانیتری رفع کند و به همین خاطر تردید خود برای شکار آنها را کنار گذاشت.
بدن دورگه میتوانست با جذب طبیعی نفس از محیط و با تغذیه از موجودات زنده قویتر شود. این همان روش جانوران جادویی بود.
اکنون زمان آزمایش قدرت آن فرا رسیده بود. نوآ زنجیرهایی که برده را به دیوار بسته بود باز کرد تا فقط زنجیرهای حکاکی شده دور مچ و گردنش باقی بمانند.
دورگه وقتی که نگاه نوآ به او رفت، مقداری لرزید. غریزهاش به او میگفت که زیر نگاه نوآ نبوده و فرار کند و یا پنهان شود. با این حال، دستورات زیر او را مجبور به عمل کرد.
نوآ دستور داد: «به من حمله کن.»
حکاکیهای روی زنجیر با جاری شدن فرمان نوآ در آن منطقه روشن شدند، آنها حکاکیای بودند که هر بردهای را وادار به پیروی از دستورات اربابشان میکرد، اما در آن شرایط بهنظر میرسید که دورگه میتواند تا حدودی در برابر تأثیرات آن مقاومت کند.
با این حال، او حتی به عنوان یک دورگه هم تهذیبگری رتبه یک بود، در مقابل قدرت آیتم حکاکی شدهای که او را محدود میکرد، مطمئناً نمیتوانست کاری انجام دهد.
دورگه به نوآ هجوم آورد، شعلههای آتش از دهانش خارج شد و خود را به سمت او پرتاب کرد.
غرش میکرد، انگار که با وارد شدن به فاز تهاجمی، خوی حیوانیش واقعا خودش را نشان داده و آن بخش انسانی ناپدید میشود.
برای نوآ، آن حمله و حتی آن شعلههای آتش، چیزی جز بازی کودکانه بیش نبود.
برده سعی کرد با حرکت دادن سریع دستش به نوآ حمله کند، انگشتانش دراز شد و شبیه چنگال جانور بود و میخواستند نوآ را ببرند.
با این حال، دست نوآ سریع...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی


