تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 475
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۴۷۵: نور سفید
نوآ در مسیرش با اژدهایان بیشتری روبرو شد. آنها عمدتاً موجوداتی در رتبه ۴ بودند و فقط چند جانور در رتبه سوم پس از رسیدن او به عمق مشخصی از دره ظاهر شدند که رسیدگی به آنها هم مطمئناً مشکل خاصی نبود.
با این حال، نوآ در حالی که به پایین آمدن ادامه میداد، حالتی محتاطانه داشت، چرا که چیزی کاملاً عجیب دربارهی آن محیط آزارش میداد. این چیزی نبود که مربوط به گونههای جانوری موجود در آنجا باشد. اژدهای اعماق، اژدهای خلاء، اژدهای سیاه، همه آن گونهها در گزارشهای مربوط به درهی گرانیتی که او قبل از آمدن به آنجا مطالعهشان کرده بود، توصیف شده بودند.
چیزی که هیچ منطقی در آن وجود نداشت شرایط نور بود. اینطور نبود که فقط روشنایی به داخل دره نمیرسید، بهنظر خود تاریکی آن مکان را پر کرده بود، تاریکیای که میتوانست روی چشمهای نوآ هم تأثیر بگذارد.
حتی زبانه شعلههایی که اژدهاها در مسیرش به سمت او شلیک میکردند هم نسبت به حالت عادی واقعا کم رنگتر بهنظر میرسید، انگار که بخشی از رنگ خود را از دست داده بودند.
نوآ زیاد به این موضوع فکر نمیکرد چرا که خود این دنیایی که در آن زندگی میکرد عجیب بود. نفس این دنیا موجودات و محیطهایی با قابلیتهای فراوانی را بهوجود آورده بود که منطق را به چالش میکشید، او نمیتوانست برای همه چیز توضیحی مناسبی ارائه کند.
همچنین، او هدفی داشت، او برای کشف دره به این محل نیامده بود.
با این حال، او نمیتوانست توجه بیشتری به محیط اطرافش نداشته باشد، آگاهی او تا حد ممکن خودش گسترش داده بود تا به نوآ درک روشنی از آنچه در اطرافش بود بدهد.
پس از مدتی حرکت، در نهایت نوآ احساس کرد که به زمین دره رسیده و از فرود آمدن روی آن تردیدی نکرد.
بالهای هیلونگ پشت سرش جمع شدند اما ناپدید نشدند، نوآ میخواست برای هر موقعیتی در آن مکان عجیب آماده باشد.
دره گرانیتی باریک اما طولانی بود، کنارههای آن پر از حفرههایی با عرضهای مختلف بود که توسط اژدهایان زیادی به عنوان لانه استفاده میشد، نوآ حدس ...
برای خواندن نسخهی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید.
درحال حاضر میتوانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را بهصورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید.
بعد از یکماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال میشود.
کتابهای تصادفی

