تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 506
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۰۶
ارشد هوپ بعد از اینکه احساس کرد دو جفت نگاه روی او دوخته شده اند، شروع به کند شدن کرد، سپس قبل از ادامه پرواز با سرعت کامل، فقط برای گفتن یک کلمه برگشت.
«بعداً»
ارشد لاورل وقتی فهمید که در شرف دریافت توضیحی برای کشور از سوی رهبرشان است، نگاه هیجانزدهای انداخت و حتی دو ارشد دیگر در حالی که لبخند بر لب داشتند، سری برای او تکان دادند.
« این یه جورنقشه بود؟»
نوآ پرسید وقتی متوجه شد همه ارشدها حواسشان به صحبت های اوست، احساس میکرد به نوعی از او استفاده شده است.
«با عرض پوزش، شاهزاده، تو امیدوار کننده ترین تهذیبگر هایو هستی، هیچ کس توی سازمان ما هرگز توضیحی که بتونه به قدرت تو کمک کنه رو رد نمی کنه. ما فقط فکر کردیم که بهتره چنین توضیحی جایی رخ بده که بتونیم گوش کنیم.»
ارشد لاورل صحبت کرد و نوآ فهمید که سه نفر از ارشدها برنامه ریزی کرده بودند که از او برای گرفتن توضیحات از یک قهرمان تهذیبگر در مرحله مایع استفاده کنند.
- خب، این غیرمنتظره بود.
نوآ فکر می کرد در حالی که موضوع را در پس ذهنش قرار می داد، واقعاً اهمیتی نمی داد که دیگران چگونه از او استفاده می کنند تا زمانی که سودی از آن به دست میآورد، او فقط خود را مجبور کرد به یاد بیاورد که اطرافیانش نه تنها با تجربه تر بودند، بلکه مدت طولانیتری نیز نسبت به او زندگی کرده بودند، زندگی اول او هیچ برتری نسبت به خرد همراهانش نداشت.
گروه برای چند روز دیگر حرکت کردند تا اینکه ارشد هوپ دوباره متوقف شد و قبل از صحبت با بقیه آنها یک بازرسی سریع از اطراف خود انجام داد.
«ما از ساحل شمالی پیشی گرفتیم، باید یه ماه دیگه به جنوب بریم تا بتونیم با خیال راحت به مقصدمون برسیم.»
هایو سواحل جنوب غربی، مناطقی در طرف مقابل سه اردوگاه بزرگ بود.
به بیان ساده، آنها بر فراز دریا در اطراف قطعه سرزمینهای جاودانه پرواز میکردند و در اطراف قاره جدید حرکت میکردند تا از سرزم...
کتابهای تصادفی


