تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 511
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۱۱
نوآ در سراسر سرزمین لاجوردی پرواز کرد و قبل از رسیدن به رشته کوه در دوردست، تعداد بیشتری از آن بوته های لاجوردی را برداشت.
با این حال، هوشیاری و غرایز او خطری عظیم پنهانی را در درون آن کوه ها شناسایی کرد، نوآ احساس کرد که حتی قبل از وارد شدن به آسمان بالای آن محیط مجبور به عقب نشینی است.
خطری که او احساس می کرد از خطری که توسط کرم شنی غول پیکر مرتبه ۵ حس میکرد بیشتر بود، او علت آن تهدید را شناسایی نکرد اما می دانست که باید چیزی در رتبه بالاتر باشد.
درک این موضوع رضایتی را که او پس از شکست دادن موجود جادویی رتبه ۴ رتبه بالاتر با دستان خالی احساس کرده بود، از بین برد، هاله وحشی و سرکشی که از زمانی که او یک هیبرید شده بود همراهش بود، ناپدید شد تا با سردی تند همیشگی او جایگزین شود.
- فقط وقتی به یه ارتفاع معین برسی متوجه می شی آسمون واقعا چقدر بلنده.
نوآ فکر کرد در حالی که آه بلندی میکشید.
کوه ها هنوز در مقابل او بودند اما او جرأت پرواز بر فراز آنها را نداشت، تمام مبارزات و قدرت انباشته او وقتی در برابر چیزی به این قدرتمندی قرار گرفت چیزی نبودند.
'مسیر پیش رو طولانیه و جاه طلبی من هم بی حد و اندازه است، قبل از مردن قطعا به اون رتبهها میرسم.'
نوآ با گفتن این کلمات در ذهنش چشمانش را بست.
او هرگز فکر نمی کرد که از اطرافیانش بهتر است، همیشه معتقد بود که با فداکاری و تلاش خود به قدرت فعلی خود رسیده است، چیزی که هر کسی می تواند داشته باشد.
اما با گذشت زمان، او از تمام تهذیبگرانی که همتای او بودند یا به مراتب قویتر از او بودند، پیشی گرفت.
ویلیام، دانیل، کوین، جون، نینا، سیاه پوش های کشور اودرآ ، روی، به دلایلی سرعت رشد نوآ از تمام آنها پیشی گرفته بود.
این به آرامی به نوآ نوعی اعتماد به نفس داد، او میدانست که تا...
کتابهای تصادفی


