تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 514
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۱۴
دوره بعد از تقویت مجمع الجزایر مرجانی برای نوآ کاملاً دوره پرکاری بود.
او به سمت شمال، در امتداد خط ساحلی غربی پرواز کرد و در اکتشاف انفرادی خود در قاره جدید، از جنگل چوب سفید گذشت.
این واقعیت که دریاچه گدازه مناسب عنصر او نبود و جسد پنهان شده زیر سطح آن دور از دسترس او بود، او را دلسرد نکرد، او در واقع در آن لحظه کاملاً احساس آرامش می کرد.
دلیل این احساس این بود که او تنها بود.
نوآ همیشه تنها بودن را ترجیح می داد، حتی قبل از مهاجرت، زمانی که او به حال خود رها شد نوعی آزادی خاموش وجود داشت.
این احساس تنها در طول زندگی دومش افزایش یافته بود، او احساس می کرد که پس از تمام فرارها و تظاهر هایی که مجبور به انجام آنها در راستای هدفش شده بود، صرفا زمانی که تنهاست می تواند واقعا خودش باشد.
آمیختگی او با اژدهای نفرین شده این ترجیح را بیشتر برجسته کرد، خودخواهی جانوران جادویی اکنون بخشی از وجود او بود و او می دانست که این روش برای همیشه وضعیت ذهنی او را تغییر داده است.
هنگام پرواز بر فراز دریاچه ای به ظاهر خالی که پس از جنگل چوب سفید ظاهر شده بود، ذهن او سرگردان بود، انرژی ذهنی او همانطور که درمورد خودش فکر میکرد مدام تکنیک قضاوت آسمانی را تقویت میکرد.
او بعد از تلاش برای کاوش در ارشد آستین به بینش هایی دست یافته بود، امواج ذهنی تهذیبگر رتبه ۵ شبیه یک لایه دفاعی سوزان بود که هر انرژی را که می خواست از آن عبور کند ذوب می کرد، گویی ذهن ارشد آستین از خود آتش ساخته شده بود !
این درک باعث شد که نوآ چیزی بفهمد: کلیت یک تهذیبگر پس از شروع به درک قوانین عنصر خود تغییر میکند!
البته، این بیشتر یک فرضیه در ذهن نوآ بود، او پس از یک تعامل کوتاه با ارشد آستین نمی توانست از آن مطمئن باشد.
با این حال، او باید از جایی شروع می کرد و ...
کتابهای تصادفی


