فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 551

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۵۵۱ - ۵۵۱. احمق

نوآ از میان امواج گرمایی ساطع شده از دریاچه گدازه پایین رفت.

«نفس» اطراف او برای محافظت از بدنش با سرعت زیادی تحلیل می رفت، اما همه اینها فقط نمایشی برای به طعمه انداختن آموس بود.

نوآ می‌دانست که هیچ شانسی در برابر یک تهذیب گر سطح چهار در رده ی جامد ندارد، هرچه باشد، او تازه شروع به مبارزه با کسانی کرده بود که در مرحله گازی بودند.

با این حال، او مزیتی داشت که خیلی ‌ها حتی نمی ‌توانستند به آن شک کنند: بدن او.

«جوون، من اشتیاقت رو درک می‌کنم، اما این کارات فایده ‌ای نداره. آتش نمی‌تونه تاریکی رو روشن کنه، مهم نیست چقدر روشن بدرخشه.»

آموس پس از بیان این کلمات آهی کشید و احساس کرد که نوآ به سادگی مانند یک جوان هیجان ‌زده رفتار می‌کند.

«شعله‌ها در درون منم میسوزن، ممکنه از عنصر تاریکی تغذیه بشن، ولی اونا هنوزم شعله‌ هستن.»

نوآ به نظر او پاسخ داد.

پاسخ او صادقانه بود، او اغلب جاه طلبی خود را آتشی درخشان می دید که او را در زندگی ‌اش به پیش می برد.

با شنیدن این کلمات، ابروهای آموس به سمت بالا پریدند، فوراً فهمید که نوآ قبلاً در مورد قوانین عنصر خود اطلاعاتی کسب کرده است و در آن لحظه، تحسین او نسبت به نوآ نمیتوانست زیاد نشود.

«هاها! تو واقعا شگفت ‌انگیزی! چقدر از زمان ورودت به رده ی قهرمانی گذشته؟»

آموس هیجان ‌زده شد و به سرعت به نوآ نزدیک شد تا همراه او فرود آید، او احساس کرد که می‌تواند بینش ‌هایی از آن گفتگو به دست آورد.

«همه ی عناصر مشابه و همچنین خیلی از هم متفاوتن. اونا را نمیشه به تنهایی پیدا کرد، اونا همیشه با هم ترکیب هستن. جهان فقط نتیجه اون بهم پیوستگیه.»

نوآ بخشی از بینش ‌های به دست آمده در دوره ی انزوای خود در دشت لاجوردی را آشکار کرد.

او نمی‌توانست در حینی که ظاهر جوان خود را حفظ می‌کرد به تهذیب ‌گر قهرمانی که به رده ی جامد رسیده بود دروغ بگوید، اگر می‌خواست توجه او را جلب کند باید افکار واقعی خود را به زبان می آورد.

«به این دریاچه نگاه کنین، مگه از شعله ‌های مایع ساخته نشده؟ آتش می‌تونه مثل آب جاری باشه، می‌تونه مثل باد ظریف باشه، می‌تونه مثل زمین محکم باشه، می‌تونه مثل صاعقه در همه چیز نفوذ کنه، می‌تونه مثل نور بدرخشه و حتی می‌تونه مثل تاریکی غرق کنه. پس چرا نباید بتونم تا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی