تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 572
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۷۲. اجساد
دنیل توان پاسخگویی به نوآ را پیدا نکرد.
چیزی که او را بیش از پیش تضعیف روحیه کرد این بود که او نتوانست این سوال را به نوآ برگرداند.
او نبرد او با آموس را تماشا کرده بود، او میدانست که نوآ می تواند در برابر حمله ی یک تهذیب گر رتبه ی 4 حالت جامد از خود دفاع کند، حتی پدرش نمی توانست او را با یک ضربه بکشد.
دنیل فقط توانست سرش را پایین بیاورد.
ذهنش به هم ریخته بود، او داشت شروع به زیر سوال بردن دلیلی که به آنجا رفته بود می کرد.
او همیشه می دانست که نوآ قوی است، نبرد او با آدریان این را ثابت کرده بود.
با این حال، او معتقد بود که می تواند دیر یا زود همتای نوآ ، یا حداقل رقیبی شایسته برای او باشد.
از این گذشته، او فقط چهل سال سن داشت، اما دانتیان او همین حالا در رتبه ی 4 بود.
این دستاورد، او را به یک نابغه در دنیای تهذیب تبدیل کرد، اما نوآ حتی بالاتر از این عنوان بود.
اعتقاد او به طرزی باورنکردنی با حقیقت فاصله داشت.
دنیل ناگهان احساس کرد که شایستگی این را ندارد تا در میان تهذیبگران رده ی کامل قهرمان بنشیند.
سخنان نوآ در ذهنش طنین انداز شد، او متوجه شد که به دلیل موقعیتی که در خانواده ی اودی دارد و نه به خاطر قدرت شخصی اش، آنجا نشسته است.
تمام چیزهایی که نوآ گفته بود درست بود.
- شاید بهش کمک کرده باشم.
نوآ در حالی که در حین برداشتن جام از روی زیرانداز، نگاهش را به سمت ایان می برد فکر کرد.
او میدانست که شکستن باور یک نفر می تواند به دو نتیجه بسیار متفاوت منجر شود: آن شخص یا می توانست از هم بپاشد و دیگر قادر به ایستادن نباشد، یا از آن تجربه برای تقویت فردیت خود استفاده کند.
- به نظر میرسه وقتی پنهان نمیشم نفوذم رو گسترش میدم. شاید، هرج و مرجی که از خودم ساطع میکنم آخرش آسمان و زمین رو بی ثبات کنه. این شبیه کاشتن بذر هایی که از اشتباه ذاتی من تح+ریک و تغذیه میشن هست؟ این یه نوع از خلقته؟
ذهن نوآ در حالی که تاثیراتی را که فردیت او بر دنیای اطرافش گذاشته بود تجزیه و تحلیل می کرد، سرگردان بود.
- یه فردیت قوانین رو جذب میکنه تا تبدیل به قانونی بشه که ربطی به آسمان و زمی...