فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 583

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۵۸۳. صحنه ی نمایش

- زخم ‌های روی بازوهای جون ناپدید شدن و اون کمتر از قبل وحشی به نظر می‌رسه. هرچند موهاش هنوز همونه.

- اون یکم قد بلندتر شده و حالت صورتش مثل قبل ملایم نیست. حتی هاله ‌اش هم متفاوته، اما نگاهش هنوز همون سردی رو ساطع میکنه. حالا جریان موهاش چیه؟ همیشه موهای بلند دوست داشت؟

نوآ و جون در حالی که به هم خیره شده بودند این افکار را داشتند.

بیست سال گذشته بود، اما آنها هنوز می‌توانستند آن دختر وحشی و پسر گوشه گیر را در پشت جایگاه قدرتمند شان ببینند.

جون تمام تلاشش را کرد تا چهره ‌ای بی ‌حالت داشته باشد، اما نوآ متوجه لرزش خفیف پلک ‌های او شد.

همچنین، نوآ احساس کرد که تبادل طولانی مدت نگاه خیره ی آنها توجه دو تهذیب گر دیگر را در منطقه جلب کرده است.

- جون ممکنه الان دشمن باشه. من نمیدونم خانواده ی الباس بخاطر رابطه اش با من چجوری باهاش رفتار کرده، پس من باید از افشای هر چیزی خودداری کنم. حدس میزنم دوست دارم باهاش ملاقات کنم و از حالش خبردار شم.

نوآ وقتی این فکر را کرد نگاهش را منحرف کرد و برگشت.

آخرین سخنان او به جون یک تهدید بود و او بیست سال تحت حاکمیت خانواده ی سلطنتی بود.

او نمی‌دانست جون چه احساسی نسبت به او دارد یا خانواده سلطنتی و خانواده ‌اش در آن سال‌ها با او چه کرده بودند.

نوآ حتی نمی‌دانست که او چگونه رابطه ی بین خودشان را برای خانواده ی الباس توصیف کرده بود، خانواده ی سلطنتی حتی ممکن بود باور کنند که نوآ بدترین دشمن جون است.

- دوستی و عشق مسائل پیچیده ‌ای هستن. در عوض، جنگیدن و کشتن خیلی ساده هستن.

نوآ وقتی نگاهش به سمت اندرو برگشت، فکر کرد.

او از اینکه یک بار دیگر اعمالش توسط سیا+ست های نیروهایی که پشت فرستاده ها بود محدود شده بود، تا حدودی عصبانی شد.

او نمی‌توانست با یک دوست قدیمی گفتگویی صادقانه داشته باشد، زیرا نمی‌دانست چه محدودیت ‌هایی برای او اعمال شده بود.

او حتی نمی‌توانست بپرسد که آیا او هنوز نوآ را دوست خود میدانست، زیرا او میتوانست تظاهر کردن جون در کشور اوترا را در خطر از بین رفتن قرار دهد.

این عصبانیت چیزی بود که نوآ داشت با آن آشنا میشد ، یادآوری اینکه او نمی‌توانست قوانینی را که به آنها اهمیت نمی‌داد نادیده بگیرد بی‌نهایت او را آزار می‌داد.

خوشبختانه برای او، او قب...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی