تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 601
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۰۱ : دستور
نوآ رئیس هایو را دید و آرام گرفت.
شیطان تعقیبگر رسیده بود، حالا دیگر چیزی نبود که بتواند آن دو را تهدید کند.
نوآ جون را که به هیبت فرد قدرتمند در آسمان خیره شده بود ول کرد.
او تا به حال یک موجود رتبه شش ندیده بود و درست و حسابی درک نمیکرد مرد بالای سرشان در چنین سطحی است.
چشمان او فقط میتوانستند قدرت عظیم درون او را حس کنند، اما نمیتوانستند آن را تعریف و ارزیابی کنند.
حتی نوآ هم فقط وقتی موجود قدرتمند خاصی جانور جادویی میبود میتوانست رتبه اش را تشخیص دهد، در آخر به خاطر شیطان آسمانی بود که سطح شیطان تعقیبگر را فهمیده بود.
جانوران بال دار سعی داشتند تا حملاتشان را از سر بگیرند، ورود شیطان تعقیبگر باعث نشده بود از تلاش برای جمع آوری غذا دست بکشند.
« همفف، موجودات بیفکر.»
شیطان تعقیب گر به آرامی با نوک پای راستش به هوا ضربه زد.
موج ضربه تندی از پایش پخش شد و از ارتش به اطراف جون و نوآ رسید.
صدها جانور جادویی رتبه چهار وقتی آن لرزش آنها را فرا گرفت کمی سردرگمی نشان دادند، آنها احساس میکردند بدنشان به خودی خود شروع به بیثباتی کرده است!
سپس، شروع به انفجار کردند.
تقریباً هزار موجود رتبه چهاری که جون و نوآ را محاصره کرده بودند، یکی یکی منفجر شدند و چیزی جز گودالهای خون باقی نگذاشتند.
قطرات سرخ بر دشت لاجوردی میبارید و سطحش را آلوده میکرد و رودخانههای کوچکی را ایجاد میکرد که جذب آنها برای زمین زمان میبرد.
جون مسحور این اتفاق شده بود، اما ذهن نوآ معطوف رفتار جانوران بال دار بود.
-وقتی من داد زدم نزدیک شدن ولی شیطان تعقیب گر رو نادیده گرفتن. شاید محدودیتی برای دستوراتی که میتونن اجرا کنن وجود داره.
نوآ سعی کرد خود را در ذهنیت خاص آن گونه غرق کند.
- پیاده های رتبه چهار باید توسط موجودات رتبه پنج کنترل بشن، یعنی دستورات اونا حول قدرت کاپیتان هاشون تنظیم میشه. اونا میتونن تاکتیکهای ساده نبرد رو به کار بگیرن و اونها رو بر اساس طعمه شون تغییر بدن، ولی فقط در محدوده رهبرانشون.
نوآ متوجه آن جزئیات کوچک ...
کتابهای تصادفی
