فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 641

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۴۱ . قلعه ها

در حالی که ساختار او را به داخل بُعد جداگانه هدایت میکرد، نوآ احساس ‌کرد که فشاری بر حوزه ی ذهنی او اعمال می‌شود.

مدت زیادی از زمانی که فشاری مشابه توانسته بود بر ذهن او تأثیر بگذارد گذشته بود، اما او به راحتی می ‌توانست آن را تحمل کند.

این فشار در مقطعی ناپدید شد و نوآ حتی قبل از اینکه چشمانش را باز کند ، بی درنگ طلسم پوشش تاریک را اجرا کرد.

او تقریباً مطمئن بود که بُعد جداگانه خیلی برای او خطرناک نیست، اما بدش نمی ‌آمد که مراقب باشد.

در حالی که در آسمان بالاتر می‌رفت تا با چشمان واقعی خود بهتر به محیط نگاه کند، لایه ای تیره روی بدن او را پوشاند.

چمنزارهای وسیع، کیلومترها در تمام جهات گسترش یافته بودند و تپه ‌های کوچک، هر از گاهی در افق ظاهر می‌شدند.

دو ماه قرمز در آسمان ایستاده بودند، به نظر می‌رسید که در عرض چند ساعت با هم همپوشانی دارند.

هیچ ستاره ای در آسمان دیده نمی‌شد و رنگ آبی تیره آن، نور ملایمی را ساطع می‌کرد که تمام بُعد جداگانه را با احساسی ترسناک و مبهم پر می‌کرد.

«نفس» همانقدر که هاووک حس کرده بود کمیاب بود ، نوآ حدس زد که تهذیبگران در آن محیط حتی نمی‌توانند به رتبه ی دوم برسند.

هرچند ، دانتیان او تحت تأثیر آن موضوع قرار نگرفت.

تهذیب‌گران رده ی قهرمان، «نفس» را در درون ماده جذب می کردند، آن انرژی که ردی از قوانین عنصر آنها را به همراه داشت.

آنها تا زمانی که ماده وجود داشته باشد می ‌توانند دانتیان ‌های خود را آموزش دهند.

به نظر می‌رسید که فقط بدنش از آن تراکم شکایت دارد، زیرا هنوز «نفس» در هوا را جذب میکرد.

با این حال، ذخیره ی اجساد جانوران جادویی رتبه ی ۴ نوآ به قدری بزرگ بود که تخلیه ی آن دهه ‌ها طول می ‌کشید.

هیچ موجود زنده ‌ای در آن منطقه وجود نداشت، به نظر می ‌رسید تنها موجود زنده، علف سبز تیره ‌ای باشد که از زمین روییده بود.

- این اصلاً یه موجود زنده است؟

نوآ در حالی که به سمت زمین پرواز می‌کرد از خود درباره علف ‌ها سؤال پرسید.

شک و تردید او در این مورد درست بود.

هنگامی که نوآ مشتی از آن را از روی زمین برداشت و در کف دستش فشرد، علف به «نفس» عناصر مختلف تبدیل شد.

این آخرین تأییدیه ای بود که او برای ماهیت مربوط به آن محیط به آن نیاز داشت، او اکنون کاملاً مط...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی