تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 640
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۴۰ . سقف ها
تصاویر به اشتراک گذاشته شده توسط هاووک بهم ریخته و مبهم بودند.
کاری نمیشد انجام داد، برقرار نگه داشتن ارتباط با همراه خونی بعد از انتقال فقط برای کمتر از یک لحظه امکان پذیر بود.
با این حال، نوآ توانست رنگ و ماهیت آسمان را در آن لحظه کوتاه تشخیص دهد.
- خیلی بزرگ به نظر میرسید.
نوآ در حالی که چشمانش را باز کرد تا به ساختار خیره شود فکر کرد.
نور تابش شده توسط خطوط با پایان یافتن انرژی انباشته شده پراکنده شد و چینش به حالت قبلی خود بازگشت.
با این حال، به نظر میرسید که فعال سازی آن تا حدودی درخشش را به مواد قدیمی داخل خطوط بازگردانده بود.
حتی بوی کپک هم تا حد زیادی از بین رفته بود.
- یه ساختار که خودشو از طریق «نفسی» که بهش سوخت رسانی میکنه بازیابی میکنه؟ خیلی دیدنیه!
آن کشف نوآ را شگفت زده کرد.
همه چیز در جهان باید با فرسایش اجتناب ناپذیر ناشی از گذشت زمان روبرو میشد.
آن یک چیزی طبیعی بود و غیرممکن بود که بتوان جلوی آن را گرفت، زمان را نمیتوان متوقف کرد، حتی در رتبه های قهرمانی.
بنابراین، ساختاری که قادر به بازیابی خود در هنگام فعال شدن باشد، یک اثر هنری بود، مطمئناً کار یک متخصص توانا بود!
- اگه جون اونو مطالعه کنه، ممکنه تخصصش بهبود پیدا کنه. خب، یادم میمونه که دفعه ی بعد که همدیگه رو دیدیم بهش اشاره کنم.
نوآ در حالی که این افکار را در انتهای ذهنش می گذاشت، دوباره شروع کرد به پرتاب کردن اعتبارات داخل چینش.
نوآ علاقه ای به حوزه ی ساختارها نداشت و آن شاهکار قدیمی هیچ سودی برای او نداشت.
او فقط میخواست بداند که انتقال از راه دور او را به کجا میبرد.
وقتی ساختار بطور کامل فعال شد، هاووک از روی شانه ی او پرواز کرد تا درون ساختار فرود آید.
یک بار دیگر تصاویر گیج کننده ای در ذهن نوآ ظاهر شدند ، اما او همان لحظه آنها را تجزیه و تحلیل نکرد.
او در حالی که بدن همراه خونی او در کنارش بازسازی میشد، همچنان به پرتاب اعتبارات داخل چینش ادامه داد تا آن را فعال نگه دارد.
سپس او دوباره هاووک را به داخل خطوط درخشان فرستاد.
هاووک هر بار که ساختار آن را منتقل می کرد، نابود میشد.
با این حال، نوآ به ط...
کتابهای تصادفی

