تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 644
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۴۴ . خروج
شیطان رویابین توانسته بود نابودی دو فرقه ی شیطانی را پیش بینی کند، اما نمی توانست ببیند اگر وارد بُعد جداگانه شوند، چه اتفاقی میافتاد.
«پس به حرفای اون اعتماد کردی و هزار سال توی این بعد موندی. چرا فقط اینجا رو ترک نکردی؟ چرا حتی بدن خودتو برای تغذیه ی اون سست عنصرا مصرف کردی؟»
نوآ پرسید.
او نمیتوانست بفهمد که چرا چنین موجود قدرتمندی خودش را مجبور میکند که بخاطر یک پیشگویی در آن مکان بماند.
«بعد از گذروندن چند دهه با معشوقت، یاد میگیری که با زندگیت بهش اعتماد کنی.»
پاسخ شیطان پرنده کوتاه بود، اما دلیل اعتماد کامل او به پیش بینی های شیطان رویابین را توضیح میداد.
«پس جریان غذا دادن چی بود؟ و چرا بعد از گذشتن چندین قرن با اون اینجا رو ترک نکردین؟»
نوآ به سوال پرسیدن ادامه داد، این وضعیت به سادگی در ذهنش قابل درک نبود.
شیطان پرنده با شنیدن سخنان نوآ آهی ضعیف کشید و برای بازگشت به دنیای بیرون، از تالار به سمت بیرون پرواز کرد.
نوآ به دنبال او رفت و وقتی دید که ارشد در هوای بالای قلعه ایستاده و به دو ماه در آسمان خیره شده است، گیج شد.
«حمله به اراده ی زمین و آسمان یه تاوانی داره، حتی برای موجودات رتبه ی ۵ . شیطان رویابین میتونه از قدرتش برای پرداخت اون تاوان استفاده کنه، ولی نمیتونه با انرژی های خودش بهبود پیدا کنه. انگار وقتی پیش بینی های خودشو اجرا میکنه دنیا نفرینش میکنه.»
سپس ، شیطان پرنده به آرامی انگشت خود را بلند کرد و انرژی عجیبی در هوای بالای خانه هایی که مردم عادی و تهذیبگران رتبه ی ۱ در آن زندگی میکردند جمع شد.
« انرژی اون فقط میتونه توسط تهذیبگرایی که روش های اونو دنبال میکنن، دوباره پر بشه. من این سال ها رو صرف انتقال تکنیک های اون به همون انسان هایی کردم که زنده نگهشون داشتم.»
انرژی متراکم شد و به سمت قلعه ای که شیطان رویابین در آن خوابیده بود پرواز کرد.
نوآ با نگاهش آن را دنبال کرد و تکنیک قضاوت آسمانی را برای تحلیل آن فعال کرد.
آن انرژی نوعی انرژی ذهنی به نظر میرسید ، فقط خیلی ضعیف تر.
با...
کتابهای تصادفی

