تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 645
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۴۵ . امید
درک استعداد تهذیبگران رده ی قهرمانی کار سختی نبود.
بدن آنها به طور طبیعی هاله ای مطابق با عنصرشان از خود منتشر میکرد و یک بازرسی کوتاه برای درک استعداد آن موجودات قدرتمند کافی بود.
نوآ یک هاله تاریک داشت که بطور مداوم او را احاطه میکرد و شیطان پرنده به دلیل این ویژگی، بلافاصله میتوانست عنصر او را حدس بزند.
«آینده یه راز پر از شک و تردیده. من سنگینی امیدت رو نمیخوام.»
نوآ به شیطان پرنده پاسخ داد.
حتی آسمان و زمین هم نتوانسته بودند آینده ی او را پیش بینی کنند، هیچ شانسی وجود نداشت که یک تهذیبگر رتبه ی ۵ در جایی که آنها شکست خورده بودند، موفق شود.
در عوض، پیش بینی شیطان رویابین چیز دیگری را ثابت کرد.
- اون نتونسته بود اتفاقات داخل این بُعد رو پیش بینی کنه، ولی اون تونسته بود نابودی دو فرقه ی شیطانی رو تو مسیرهای دیگه ببینه. اینجا باید یه چیزی شبیه به اشتباه ذاتی من داشته باشه. اینجا یه دنیاست که به آسمان و زمین تعلق نداره.
نوآ شروع به تنظیم کردن فرضیه ها کرد، اما خیلی زود به سمت شیطان پرنده برگشت.
تهذیبگر رتبه ۵ درهم شکسته، هزار سال در آن مکان مانده بود، درک او از آن بُعد باید عمیق میبود.
«هرچیزی رو که توی این سال ها کشف کردین بهم بگین. من نمیتونم امید شما رو به دوش بکشم، ولی شاید بتونم اونو برآورده کنم.»
نوآ گفت و شیطان پرنده نگاهی طولانی به تهذیب گر جوانی که در کنارش بود انداخت.
زیر پلک های نیمه بسته اش چشمان سبز پر رنگی دیده میشد، زیر آن بدن اسکلتی زندگی نهفته بود.
بدن او در آستانه ی از هم پاشیدن بود و دانتیانش هنگام کاوش در مناطق مرکزی بُعد زخمی شده بود، اما دریای آگاهی او سالم بود.
چیز زیادی را نمیشد از یک جادوگر رتبه ۵ پنهان کرد، به خصوص زمانی که ذهن نوآ هنوز در رتبه ی چهارم بود.
با این حال شیطان پرنده احساس میکرد که نمیتواند تمام وجود نوآ را درک کند، گویی او نوعی محافظ خشن داشت که به طور طبیعی بدنش را می پوشاند.
ارشد رتبه ۵ نمی دانست که آیا میتواند به نوآ اعتماد کند یا نه و نمی توانست از طریق بازرسی خود آن را درک کند.
با این حال، ا...
کتابهای تصادفی

